مقدمه

دیوید آزوبل یکی از روانشناسان بسیار نادری است که خود به طور هم زمان آموزش، یادگیری وبرنامه ی درسی را مخاطب می سازد. نظریه یادگیری معنی دار کلامی او سه مطلب را در نظر دارد: 1- چگونه دانش(محتوای برنامه درسی)سازمان می یابد.2- عقل چگونه برای جریان پردازش اطلاعات جدید(یادگیری)کار می کند.3-چگونه معلمان در هنگام ارائه مطالب جدید به شاگردان (تدریس)می توانند این نظرات درباره ی برنامه ی درسی ویادگیری را به کار گیرند.

الگوی سازمان دهنده از پیش برای استحکام بخشیدن به ساخت شناختیهای شاگردان تدوین گردیده است. آزوبل این اصطلاح را برای دانش فرد در هر زمان از مطلبی خاص واین که چه اندازه آن دانش خوب سازمان یافته وروشن استوار است،به کار می گیر(آزوبل،1963؛ ص 27). به بیان دیگر ، ساخت شناخت به این می پردازد که از یک رشته چه نوع دانشی،چه مقدار وتاچه اندازه در ذهن ما خوب سازمان یافته است.

الگوی تدریس

الگوی تدریس به وجود آمده در اینجا مبتنی بر افکار آزوبل درباره ی مطالب درسی، ساخت شناخت،یادگیری دریافت وفعال، وسازمان دهندگاه است.

مراحل تدریس

الگوی سازمان دهنده دارای فعالیت سه مرحله ای است. مرحله نخست ارائه پیش سازمان دهندگان است،مرحله دوم ارائه مطالب درسی یا مطالب موردنظر یادگیری است ومرحله سوم تحکیم سازمان سازمان شناخت می باشد. مرحله سوم ارتباط مطالب یادگرفتنی درس به نظریات جاری را می آزماید تا جریان فعالی به وجود آورد.

این فعالیت ها به منظور افزایش وضوح وپایداری مطالب یادگرفتنی درس جدید شکل می گیرند تا مطالب از دست رفته کمتر شود. با یکدیگر مغشوش نشوند ومبهم رها نگردند.شاگردان بایستی مطالب جدید را به محض دریافت به تجربه ی شخصی وساخت شناخت موجود خود،ارتباط دهند وموضعی انتقادی را در برابر دانش به کار اندازند.

مرحله اول ترکیبی از سه فعالیت است: روشن ساختن منظورهای درس، ارائه سازمان دهنده، وبرانگیختن آگاهی از دانش مربوط.

روشن ساختن منظورهای درس راه جلب توجه شاگردان وهدایت آنها در جهت اهداف یادگیریشان است، واین دو برای تسهیل یادگیری معنی دار لازم است(روشن ساختن مقاصد برای معلمان در برنامه ریزی یک درس نیز قابل استفاده می باشد).

سازمان دهنده تنها یک عبارت خلاصه شده نیست؛

سازمان دهنده خود،یک مطلب است وذهن باید ، آن را همچون مطالب یادگرفتنی درس،کشف کند. سازمان دهنده نیز باید از تفسیرهای مقدماتی که مفید به درس هستند ولی سازمان دهنده نیستند تمیز داده شود. مثلا: هنگامی که تدریس می کنیم اغلب ما با پرسش از شاگردان برای یادآوری آنچه که در هفته پیش یا سال پیش انجام داده ایم ویا به وسیله گفتن به آنان که فردا قصد انجام چه مطلبی را داریم، درس خود را آغاز می کنیم. به این طریق، به آنان زمینه یا جهتی برای ارائه درس خود می دهیم. یا ممکن است از شاگردان بپرسیم تا تجربه ای شخصی را به یاد آورند وسپس تایید کنیم که آنچه می خواهیم بگوییم با آن وضعیت شباهت دارد یا به شاگردان کمک می کند تجربه ی قبلی را بفهمند. همچنین ممکن است هدف های درس

آنچه که می خواهیم آنان از بحث ویا ارائه مطالب دریابند- را به آنها بگوییم. هیچ کدام از فنونی که هم اکنون گفته شد سازمان دهنده نیستند. ولی در عین حال، تمامی آنها جزیی از یک ارائه خوب سازمان یافته اند، و بعضی از آنها اصولی را در مرکز نظریه ی یادگیری معنی دار کلامی آزوبل قرار دارند وجزیی از الگوهای تدریس می باشند؛ منعکس می سازند.

اما سازماندهنده ی واقعی ، حول مفاهیم اصلی ویا فرضیه های یک درس یا رشته تحصیلی ساخته می شود. نخست، سازمان دهنده باید به صورتی ساخته شود که شاگرد آن را برای آنچه که هست دریافت کند-یعنی سازمان دهنده مطلبی متمایز وکلی تر از مطالب یادگرفتنی در خود درس باشد.به این ترتیب مشخصه بارز یک سازمان دهنده، بالاتر بودن سطح انتزاع وکلی بودن خودآن نسبت به مطالب یادگرفتنی درس است. این بالاتر بودن سطح انتزاع سازمان دهنده را از مرورهای مقدماتی که در سطح انتزاعی همسان با سطح مطالب یادگرفتنی درس نوشته( یا بیان)می شوند ودر حقیقت نگرش از پیش به مطالب یادگرفتنی درس از متمایز می سازد.

دوم،در سازمان دهنده، چه توضیحی یا مقایسه ای،باید نمودهای مشخص واصلی مفهوم یا فرضیه،مورد توجه قرار گیردوبه دقت بیان شود. بنابراین،معلم وشاگردان باید سازمان دهنده وعلاوه برآن مطالب یادگرفتنی درس را آشکارسازند. به نظر ما،این به معنای بیان نمودهای اصلی، توضیح آنها، وآوردن مثال است. نیازی ندارد که سازمان دهنده ی طولانی ارائه شود بلکه باید سازمان دهنده درک شود(دانش آموز باید از آن آگاه شود)، به خوبی فهمیده شود،وهمواره به مطالبی که سازمان می دهد

مربوط باشد. این به معنای آن است که فراگیر باید از پیش با زبان ومطالب موجود در سازمان دهنده آشنا باشد.همچنین نشان دادن سازمان دهنده در مفاد متعدد وچندین بار تکرارآن، بخصوص هنگامی که واژگانی تازه وخاص مفید باشد.سرانجام،برانگیختن آگاهی از فراگیراز تجارب ودانش قبلی خود که ممکن است به مطالب یادگرفتنی وسازمان دهنده مربوط باشد مهم است.

مرحله دوم، به دنبال ارائه سازمان دهنده در مرحله اول، مطالب یادگرفتنی درس به شکل سخنرانی، بحث،فیلم،آزمایش یا قرائت ارائه می شود. در خلال ارائه درس باید سازمان مطالب یادگرفتنی درس برای شاگردان واضح شود به طوری که آنان بتوانند احساس کلی از جهت نظم منطقی مطالب وچگونگی ارتباط سازمان دهنده را ملاحظه کند.

منظور مرحله سوم لنگر زدن مطالب یادگرفتنی درس جدید به بستر ذهن شناخت موجود شاگرد به معنای تحکیم سازمان شناخت اوست .درجریان طبیعی تدریس،ممکن است بعضی از این روشهای کار در ضمن مرحله دوم مطرح شود؛ به هر حال می خواهیم تاکید کنیم که کار مجدد با مطالب جدید، وظیفه ی جداگانه ای از تدریس با مجموعه ی فعالیتها ومهارتهای مخصوص به خود است. آزوبل چهار فعالیت را معین می سازد:1)اعتلای تشکل مجدد2)اعتلای دریافت فعال یادگیری3)فرخوانی گرایش انتقادی به موضوع درسی و4) واضح سازی.

 

استفاده آموزشی

الگوی سازمان دهنده به خصوص برای دوره ها یا برنامه ی درسی فوق العاده ومتوالی وآموزش منظم نظریات اساسی یک زمینه به شاگردان،مفید است . مفاهیم وفرضیه های اصلی،قدم به قدم، توضیح داده  شده  ومتشکل می شوند، تا اینکه فراگیران، در پایان یک دوره ی آموزشی، بتوانند چشم اندازی از تمام زمینه ی مورد بررسی حاصل کنند.

خلاصه مطالب

-         ارائه پیش سازمانده دهنده:

نمودهای درس رامشخص کنید.

سازمان دهنده ها را ارائه دهید.

نمودهای معرف را تعیین کنید.

-         ارائه مطالب درسی:

مطالب را ارائه نمایید. 

 سازمان را آشکار سازید.   

  نظم منطقی مطالب یادگیری راآشکار سازید.

-         تحکیم سازمان شناخت:

از اصول تشکل مجدد استفاده کنید.    

گرایش انتقادی به موضوع درسی را فرا خوانید.   

 نظریات را واضح سازید.                                   

 نظریات را به طور فعال به کار گیرید.

 

منابع:

الگوهای تدریس 2000، ترجمه محمدرضا بهرنگی

روانشناسی پرورشی، دکترعلی اکبر سیف