آيين‌نامه ارزشيابي پيشرفت تحصيلي و تربيتي دوره ابتدايي

آيين‌نامه ارزشيابي پيشرفت تحصيلي و تربيتي دوره ابتدايي

(مورد تاييد كميسيون اساسنامه ها و مقررات تحصيلي شورای عالی آموزش و پرورش)

مقدمه:

در اجراي مصوبه هفتصدوشصت و نهمين جلسه شوراي عالي آموزش و پرورش مورخ 18/4/1387 آيين نامه ارزشيابي پيشرفت تحصيلي و تربيتي دوره ابتدايي به شرح زير مي باشد:

 

ماده 1- اهداف

ارزشيابي تحصيلي - تربيتي در دورة ابتدايي با توجه به اهداف دوره و اصول حاكم بر ارزشيابي پيشرفت تحصيلي (مصوب جلسه 713 شوراي عالي آموزش و پرورش مورخ 21/7/1383) از طريق جمع آوري، طبقه بندي، تحليل و تفسير اطلاعات براي تشريح وضعيت تلاش، پيشرفت و عملكرد تحصيلي دانش آموزان در كلاس، مدرسه و خارج از آن(نظام مكمل و فوق برنامه) با اهداف زير انجام مي گيرد:

1-2-  اصلاح، بهبود و ارتقاء فرايند ياددهي _ يادگيري در كلاس، مدرسه، مراكز مكمل مدرسه و خارج از آن به ويژه از طريق افزايش تعامل موثر و سازنده بين معلم و دانش آموز.

2-2- شناسايي و پرورش استعدادها، توانايي‌ها و علايق دانش‌آموزان با تكيه بر استعدادهاي برتر هر يك از آنان.

3-2- توجه و كمك به رشد متعادل و همه جانبة شخصيت دانش آموزان

4-2- آگاه ساختن دانش‌آموز و اولياء وي از فرايند پيشرفت تحصيلي – تربيتي و جلب مشاركت آنان در بهبود عملكرد دانش آموز.

5-2- ايجاد زمينة مناسب به منظور تقويت انگيزة يادگيري و پرورش استعدادهاي برتر دانش آموزان از جمله خلاقيت و نوآوري و ايجاد مهارت خودارزيابي در دانش‌آموزان.

6-2- تصميم‌گيري در مورد ارتقاء دانش‌آموزان به پاية بالاتر با حصول اطمينان از ميزان تحقق اهداف آموزشي – تربيتي در چارچوب مقررات مربوط.

7-2- توليد اطلاعات براي ارزيابي، اصلاح و تقويت برنامه ها و روشهاي آموزشي- تربيتي.

براي مشاهده بقيّه مطالب بر روي ادامه مطلب كليك كنيد .

ادامه نوشته

مباني فلسفي ونظري ارزشيابي توصيفي

آموزش و پرورش در مسير حرکت رو به رشد خود از مکاتب مختلفي متاثر شده است و عمدتاً به يک جنبه از وجود متعدد انسان توجه کرده و کمتر از نظام مندي کلي برخوردار بوده است. توجه افراطي به جسم، تعليم و تربيت به عنوان آمادگي، تعليم و تربيت به عنوان شکوفا کردن استعداد و تربيت به عنوان پرورش يا تشکيل ذهن، توجه و تکرار به گذشته، عمده کردن محيط آنچنان که در مکاتب رفتارگرايان مطرح است، مصاديق يک سونگري در امر تعليم و تربيت مي باشد. در طول هزاران سال تربيت مترادف با عادت دادن، استفاده از حيوانات براي آزمايش و تعميم آن به انسان، آموزش توأم با تکرار و تمرين بوده است در تمام ديدگاههايي که در مکاتب مختلف تا نيمه دوم قرن بيستم ادامه داشته است يادگيري و آموزش را يک فرآيند افزايشي دانسته، يادگيري جزء به جزء بوده و اجزاء به صورت جدا از هم معنا دار فرض مي شد. در مقابل اين ديدگاهها نظريه هاي ديگري مطرح شده است که دو باور عمده بر آن حاکم است:
1-يکتا بودن و اهميت خود انسان
2-واکنش شديد در برابر رويکردهاي ماشين نگر و مادي به مطالعه انسان (کاظمي، 1381).
در ادامه بحث به بررسي مباني نظري ديدگاههاي مختلف درخصوص ارزشيابي توصيفي مي پردازيم.

ادامه نوشته

نقش بازي در آموزش كودكان

روانشناسان معتقدند بازي نقش مهمي در رشد و آموزش فكري، اجتماعي و عاطفي كودكان بازي مي‌كند

پياژه مي‌گويد كودكان به هنگام بازي تجربه كسب مي‌كنند، به رابطه علت و معلولي بين روابط پي مي‌برند، ادراك و تصورخود را رشد مي‌دهند و به اين ترتيب به ساختن مفاهيم درذهن و روان خود مي‌پردازند.

به عبارتي، كودكان از طريق بازي‌هاي گوناگون، بسياري از قوانين و قواعد زندگي جمعي را فرا مي‌گيرند. بنابراين بزرگسالان بايد با توجه به نقش بازي درآموزش كودكان، امكان انجام بازي‌هاي خلاق را براي آنها فراهم آورند.

توانايي‌ها و اعتماد به نفسي كه كودك از طريق بازي كسب مي‌كند بسيارآسانتر از آموزش سنتي به دست مي‌ايد. چرا كه كودك دربازي؛ صميمانه و آزادانه، احساسات خود را ابراز مي‌كند و قواعد ارتباط با كودكان هم‌سن خويش را مي‌آموزد كه درنهايت به نوعي فهم ارتباطي مي‌انجامد.

بنابراين، بازي نه تنها باعث رشد ذهن و هوش كودك مي‌شود بلكه معمولا به او كمك مي‌كند تا بتواند مشكلات عاطفي واجتماعي خود را حل كند.

كودكاني كه دربعضي موارد به سختي خود را با قواعد و مقررات تطبيق مي‌دهند، ازطريق بازي با كودكان هم سن و سال خود مي‌آموزند كه بايد به قوانين احترام بگذارند.

اما از سوي ديگر، بازي وسيله‌اي نيز براي كشف استعدادها و قابليت‌هاي كودك است. بازي مي‌تواند به ما نشان دهد كه كودك روانشناسان معتقدند بازي نقش مهمي در رشد و آموزش فكري، اجتماعي و عاطفي كودكان بازي مي‌كند

پياژه مي‌گويد كودكان به هنگام بازي تجربه كسب مي‌كنند، به رابطه علت و معلولي بين روابط پي مي‌برند، ادراك و تصورخود را رشد مي‌دهند و به اين ترتيب به ساختن مفاهيم درذهن و روان خود مي‌پردازند.

به عبارتي، كودكان از طريق بازي‌هاي گوناگون، بسياري از قوانين و قواعد زندگي جمعي را فرا مي‌گيرند. بنابراين بزرگسالان بايد با توجه به نقش بازي درآموزش كودكان، امكان انجام بازي‌هاي خلاق را براي آنها فراهم آورند.

توانايي‌ها و اعتماد به نفسي كه كودك از طريق بازي كسب مي‌كند بسيارآسانتر از آموزش سنتي به دست مي‌ايد. چرا كه كودك دربازي؛ صميمانه و آزادانه، احساسات خود را ابراز مي‌كند و قواعد ارتباط با كودكان هم‌سن خويش را مي‌آموزد كه درنهايت به نوعي فهم ارتباطي مي‌انجامد.

بنابراين، بازي نه تنها باعث رشد ذهن و هوش كودك مي‌شود بلكه معمولا به او كمك مي‌كند تا بتواند مشكلات عاطفي واجتماعي خود را حل كند.

كودكاني كه دربعضي موارد به سختي خود را با قواعد و مقررات تطبيق مي‌دهند، ازطريق بازي با كودكان هم سن و سال خود مي‌آموزند كه بايد به قوانين احترام بگذارند.

اما از سوي ديگر، بازي وسيله‌اي نيز براي كشف استعدادها و قابليت‌هاي كودك است. بازي مي‌تواند به ما نشان دهد كه كودك درچه سطحي از رشد قراردارد و به چه چيزي علاقه‌مند است. با اين شناخت و با بكارگيري ابزار و رفتارمناسب، بهترمي‌توان باعث شكوفايي هرچه بيشتراين استعدادها و توانايي‌ها شد. [تئوري‌هاي رشد كودك و سلامت روان]

دراين ميان، به يك نكته بايد توجه اساسي داشت، درمورد كودكاني كه از معلوليت‌هاي ذهني يا جسمي رنج مي‌برند؛ نبايد با آنها به گونه‌اي برخورد كرد كه احساس ناتواني آنها تقويت شود. بلكه بايد با توجه به سطح رشد ذهني و اجتماعي آنها، زمينه‌هاي لازم را براي تشويق شان به بازي و كسب رفتاراجتماعي مناسب فراهم كرد. چون بهرحال آنها كندتر از سايركودكان مي‌توانند با مسايل و تغيرات هماهنگ شوند.

از اين رو بايد متوجه باشيم كه اين نوع كودكان نيز بيش از هرچيز كودكاني هستند با نيازهايي چون نيازهاي سايركودكان، با اين تفاوت كه مشكلات خاصي هم دارند. بنابراين بايد به آنها كمك كرد داخل بازي شوند و ضمن ابراز شادي و علاقه‌مندي‌هاي خاص خود آموزش‌هاي لازم را نيز فراگيرند.درچه سطحي از رشد قراردارد و به چه چيزي علاقه‌مند است. با اين شناخت و با بكارگيري ابزار و رفتارمناسب، بهترمي‌توان باعث شكوفايي هرچه بيشتراين استعدادها و توانايي‌ها شد. [تئوري‌هاي رشد كودك و سلامت روان]

دراين ميان، به يك نكته بايد توجه اساسي داشت، درمورد كودكاني كه از معلوليت‌هاي ذهني يا جسمي رنج مي‌برند؛ نبايد با آنها به گونه‌اي برخورد كرد كه احساس ناتواني آنها تقويت شود. بلكه بايد با توجه به سطح رشد ذهني و اجتماعي آنها، زمينه‌هاي لازم را براي تشويق شان به بازي و كسب رفتاراجتماعي مناسب فراهم كرد. چون بهرحال آنها كندتر از سايركودكان مي‌توانند با مسايل و تغيرات هماهنگ شوند.

از اين رو بايد متوجه باشيم كه اين نوع كودكان نيز بيش از هرچيز كودكاني هستند با نيازهايي چون نيازهاي سايركودكان، با اين تفاوت كه مشكلات خاصي هم دارند. بنابراين بايد به آنها كمك كرد داخل بازي شوند و ضمن ابراز شادي و علاقه‌مندي‌هاي خاص خود آموزش‌هاي لازم را نيز فراگيرند.

منبع: روزنامه همشهري۸/۵/۱۳۸۸