میزان توجه به اختلالات یادگیری در دانش آموزان را با رعایت تفاوتهای فردی
مقدمه
نارساييهايي ها و اختلا لات يادگيري يك اصطلا ح كلي است كه شامل يك گروه نا همگون از دشواري هاي يا دگيري است كه به صورت هاي گو نان ما نند مشكلات اسا سي در گوش دادن –صحبت كردن – خواندن – نوشتن –استد لال كردن يا توانايي درك ريا ضي متجلي مي شود .
اگر چه نارساييهاي ويژه در ياد گيري ممكن است در دانش آموزان ساير طبقات استثنايي نيز وجود داشته باشد براي آسيب هاي حسي – عقب ماندگي ذهني –آشفتگي هاي اجتما عي و هيجا ني –تدريس نا كافي يا نا مناسب – محرو ميت هاي محيطي و فرهنگي اما اين امر در نتيجه ي اين شرايط آنها نيست .
بسياري از دانش آمو زان در طي دوران تحصيلي خود دچار افت تحصيلي مي شوند اين مسا له ناشي ا ز بروز يك نوع آشفتگي در مسير ياد گيري آ نان است كه البته به ميزان هوش آنها ارتبا طي ندارد . درصداين دانش آموزان بسيار بالاست و متا سفا نه در اكثر موارد درمظان اتهام كم هوشي و كم استعدادي قرار مي گيرند .
اين گونه مشكلات تنها منجر به افت تحصيلي و اتلاف اقتصاد خا نواده وكشورنمي شود بلكه به خاطرعدم آگاهي صحيح ودرست معلمان ووالدين در اكثر مواقع به سرزنش وتحقير دانش آموزان منجر شده و حس ناخو شايند خود ضعيف پنداري و كاهش اعتماد به نفس رادر روح پاكشان به وجود مي آورد و چه بسا بسياري از اين مشكلات قبل از ورود به دبستان و يا همان اول دبستان قا بل پيشگيري هستند و مي توان با صرف زما ني اندك علل مشكل را شنا سايي ودر مان كرد 0سپس معلمان و مربيان اگر از اطلا عات كا في و مها رت هاي لازم بر خوردار نباشد ممكن است بسياري از اختلالات را در كودك تثبيت كنند. چنان چه از تعريف نا توا ني ها ياد گيري در مفهوم خاص آن عدول كنيم و هر نوع مشكل ادراكي منجر به افت تحصيلي و كاهش ميزان پيشرفت تحصيلي را ناتواني ياد گيري به حساب آوريم تعداد دانش آ موزان درگير اين مشكل درصد بسيار بالايي را به خود اختصاص خواهد داد .عده اي ازمعلمان مدارس و والدين كودكان غالبا براي حل مشكل كود كان از روشهاي قديمي و گاه منسوخ كمك ميگيرند كه علاوه برصرف انرژي و وقت فراون نه تنها به افت تحصيلي و اتلا ف بودجه پا يان نمي پذيرد بلكه به سرزنش و تحقير دانش آموزان تشكيل خود انگاره منفي و كاهش عزت نفس آنان انجا ميده وسلا مت روانشان را به مخاطره مي اندازد وچه بسا آنان را به مكانيزم هاي دفاعي ناموفق مي كشاند. اين مشكلات دانش آموزان و مدرسه به خانه و خانواده را ه مي گشايد و اضطراب و نا خشنودي را در همه ي فضاي زندگي مي پراكند وحاصل اين همه آسيب سختي است كه به بهداشت رواني جامعه وارد مي شود.بنا براين بسيار مهم است كه مشكلات ياد گيري به درستي شنا سايي و سپس تحت درمان قرار گيرند . قطعا راهبرد هاي مفيد و اثر بخش جهت درمان اختلا لات يا دگيري وجود دارد كه معلمين و اوليا بايستي از آنها آگاه باشند.
اختلال یادگیری
کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری به کودکانی اطلاق می شود که به طور دائم در یک یا چند فرآیند روانی اساسی اختلال دارند که بصورت بی دقتی ،بی توجهی ، اختلال در درک مطـالب ، اخـتلال در شنیـدن ، فکـر کردن ، خوانـدن و نـوشتن ، هجی کردن ، حساب کردن و ..... دیده می شود.
كودكاني كه داراي اختلال يادگيري (ناتوان در يادگيري، كم توان در يادگيري) هستند از نظر بينايي، شنوايي و مغزي سالم بوده و از نظر شكل ظاهري هيچ گونه تفاوتي با همسالان خود ندارند، آنها از نظر هوشي نيز در حد نرمال قرار دارند ولي در يكي از سه مورد خواندن، نوشتن (عموماً ديكته) و رياضي يا در هر سه مورد دچار مشكل هستند. اين دسته از كودكان معمولاً قبل از مدرسه قابل شناسايي نيستند، مگر اينكه توسط متخصص آموزشهاي ويژه بررسي روانشناختي شده باشند. اين مشكل 10-8 درصد از كودكان دبستاني را شامل مي شود.
چه كساني داراي اختلالات يادگيري هستند ؟
افراد مبتلا به ناتواني هاي يادگيري در تمام سطوح و در تمام پايه هاي كلاسي از آمادگي تا دانشگاه وجود دارند امتياز آن عده از كودكاني كه در سطوح دبستاني درس مي خوانند اصولاً اين است كه تاكيد و علاقه به شناسايي و درمان اين گونه كودكان در اين دوره بيشتر است بنابراين در آينده از شمار مبتلايان به اين ناتواني در سطوح بالاتر آموزشي كاسته خواهد شد ( والاس و مك لافلين ،مترجم منشي طوسي ، 1373 ).
چه عواملي باعث بروز اختلالات يادگيري هستند ؟
ثابت شده است كه علل بروز ناتواني هاي يادگيري نسبتا مبهم است برخي از مشكلات كنوني درباره ي مفهوم ناتواني هاي يادگيري بازتابي است از
ناتواني ما در اشاره ي دقيق به علل بروز ناتواني هاي يادگيري كه شاهدش هستيم. روشن است كه آگاهانه يا ناآگاهانه مساله علل بروز ناتواني هاي يادگيري را به فراموشي و بي توجهي مي سپاريم بر حسب درك ما از ناتواني هاي يادگيري و نگرش اوليه حرفه اي ما ( پزشكي ، روان شناسي ، تعليم و تربيتي ) نسبت به ناتواني هاي يادگيري ممكن است ما به علل خاصي توجه پيدا كنيم تا آن كه به رابطه ي علّي دشواري بپردازيم .
اما تجربه ي گذشته و عمل كنوني به ما ثابت مي كند كه ناتواني هاي يادگيري مفهومي چند رشته اي است و ارتباط بين متخصصان رشته هاي مختلف در اين امر بايد برقرار باشد .
الف) عوامل آموزشي
1- تدريس ناكافي و ناصحيح به كودكان
2- عدم فراگيري معلم از مهارت هاي لازم جهت تدريس درسهاي پايه در مدارس
3- توقعات فوق العاده بالا يا فوق العاده پايين معلمان
4- برنامه ريزي و طرح برنامه ي آموزشي ضعيف
5- عدم فعاليتهاي برانگيزنده
6- تدريس عملي ناصحيح
7- عدم آموزش مهارت هاي اجتماعي ، يادگيري و حركتي و جسمي وعدم پرداختن به يادگيري هاي
زبان شفاهي
8- استفاده نادرست از روشها و مداد و برنامه درسي
ب) عوامل محيطي
عوامل محيطي بسياري وجود د دارد كه مي تواند به پيچيدگي ناتواني هاي يادگيري بيفزايد و حتي شايد سبب ساز آن باشد . مانند: تغذیه ، بهداشت ، سلامتی ، تحریک حسی ، تحریک زبانی ، رشد اجتماعی وعاطفی
- تغذيه بهداشت سلامتي
انگيزش ضعيف توجه ناكافي و ضعف در انجام كار بر اثر گرسنگي و وجود رنگ ها و مزه هاي مصنوعي در غذاها طبق نظر فاين گولد روي تحرك بيش از حد كودك موثر است .
سرماخوردگي مزمن ، مشكلات تنفسي ، آلرژيها و … در ناتواني يادگيري كودك موثر است .
سقوط ، آسيب ديدگي مغزي ، ضربه وارد به سر و … در ناتواني يادگيري موثر است .
- تحريك حسي
كودك در حال رشد نيازمند درون دادهاي حسي است تا درباره محيط و خود و هر دو بياموزد يعني كودك به تجربه هايي نياز دارد تا بياموزد كه چگونه بياموزد .
- تحريك زباني
زبان به واسطه ي نقشش در تفكر و يادگيري ساير مهارتها در محيط زندگي كودك جايگاه ويژه اي دارد و ممكن است ناتواني كودك از نبود مدل هاي درست در اوايل رشد وي سرچشمه گرفته باشد .
- رشد اجتماعي و عاطفي
بسياري از كودكان مبتلا به ناتواني يادگيري مضطرب ، نامطمئن و بي اختيار و سركش هستند كه ممكن است اين رفتارها با فقدان امنيت طبيعي ، ثبات محبت و گرمي و پذيرش در منزل و محيط مدرسه پيوند داشته باشد .
ج) عوامل رواني
امكان دارد كودكان مبتلا به ناتواني هاي يادگيري در عملكردهاي رواني پايه چون ادراك ، حافظه و شكل درون به مفاهيم و... اختلال داشته باشند .
د- عوامل فيزيولوژيكي
بسياري از متخصصان بر اين باورند كه علل اساسي و عمده ناتواني هاي يادگيري آسيب ديدگي مغزي شديد يا جزيي و صدمه وارده به دستگاه عصبي و مركزي است .
- عوامل ژنتيكي
شواهدي در دست است كه نشان مي دهد ناتواني هاي يادگيري احتمالا در برخي خانواده ها بيش از ديگران ديده مي شود در واقع عوامل ژنتيكي در شمار وسيعي از ناتواني هاي يادگيري نقش دارد .
ـ عوامل بيوشيميايي
اختلال هاي گوناگون متابوليكي درحكم عواملي هستند كه موجب ناتوانيهاي يادگيري مي شوند مثل هايپوگليسمي ، كم كاري تيروئيد و …
این نکته بدیهی است که ما هرچه زودتر کودکان مبتلا به اختلال یادگیری را شناسایی کنیم زودتر خواهیم توانست یک برنامه درمانی را برای کمک به آنها آغاز کنیم نکته مهمتر این است که اگر بتوانیم کودکانی را که در خطر ابتلای به اختلال یادگیری می باشند تشخیص بدهیم ممکن است قادر باشیم از بروز این اختلال جلوگیری نماییم.
تشخیص ناتوانایی های خواندن در کودکان پیش دبستانی مستقیما به رفتار کودک در انجام وظایف متناسب با سن او مرتبط است. این وظایف اغلب شامل مهارت های آمادگی است که قبل از شروع آموزش باید کودک قادر به انجام آن ها باشد مانند بریدن با قیچی، در دست گرفتن مداد، شریک شدن با همکلاسان در انجام یک کار و غیره. بعضی از کودکان در رشد حرکتی ظریف و درشت عضلات با اشکال مواجه می باشند. برخی دیگر در زبان گفتاری و توانایی های استدلالی ضعف دارند. وجود چنین ضعف هایی در پردازش اطلاعات می تواند در توان یادگیری کودک، توانایی برقراری ارتباط با دیگران و نیز سازگاری اجتماعی و عاطفی او تاثیر منفی داشته باشند.
شایع ترین، اختلال ها در میان کودکان پیش دبستانی عبارتند از: تاخیر در رشد زبان، دارا بودن مهارت های ادراکی – حرکتی ضعیف و عدم توجه.
ناتوانی های گفتاری
شایعترین اختلال یادگیری که در سطح کودکان پیش دبستانی مشاهده می شود، ناتوانایی های گفتاری است. برای تشخیص یک ناتوانی گفتاری متخصصان آموزشی و روان شناسی و گامهای گوناگون پیروی می کنند:
1- براساس مشاهدات والدین و معلم پیش دبستانی و یا هر دو رفتار گفتاری را تعریف می کنند.
2- با مراجعه به سوابق بهداشتی کودک، سعی می کنند تا علل ممکن را از نقطه نظر پزشکی پیدا کنند.
3- موقعیت خانوادگی را مورد بررسی قرار می دهند تا ببیند آیا در خانواده عاملی وجود دارد که به بروز ناتوانی کمک می کند.
4- آنچه را که کودک می تواند در یک حوزه مخصوص انجام دهد و یا کارهایی را که قادر به انجام آن نمی باشد، مشخص می نمایند.
به عنوان مثال اگر کودک در اغلب حوزه ها خوب عمل می کند اما قادر به صحبت نمی باشد، گام بعدی این است که دریابیم آیا گفتار را درک می کند. چنان چه کودک گفتار شفاهی را نمی فهمد، گام بعدی می تواند کشف این نکته باشد که آیا توانایی تشخیص بین کلمات، صداهای حروف و صداهای شایع را در محیط دارد.
روشهای درمانی وآموزشی
درمان داروئی با ریتالین جهت بیش فعالی مورد استفاده قرارگرفته واثر چندانی درناتوانی یادگیری نداشته است .
در مورد روشهای آموزشی انواع و اقسام روش ها پیشنهاد شده که به ذکربعضی از آنها می پردازیم.
1- روش چند حسی
کودک از حواس مختلف یادگیری استفاده می کند تا یادگیری بیشتر و با کیفیت بهتر انجام گیرد.بطور مثال کودک داستانی به معلم می گوید،معلم کـلمات داستـان را مـی نویسد وکودک کلمات رامی بیند ( حس بینایی ) معلم کلمات را می خواندوکودک گوش می دهد (حس شنوائی) سپس شاگرد کلمات را می خواند(شنوائی و خواندن) و بالاخره کلمات را می نویسد ( لامسه ) .
2- روش آموزش شناختی
توجه به تغییر افکار پنهانی و رفتار آشکار است که شامل مراحل مختلفی است :
الف) خود آموزشی یا سر مشق گیری از همسالان،معلم یا بزرگترها و الگوها برای پیدا کردن راه حل مناسب که کودک درحین انجام تکالیف تحت نظارت سرمشق دهنده باخودش بلندلغات رامی گوید(مدل شناختی شناسائی لغات و درک مطلب ) بعداٌ فن تکرار همان تکلیف بخش های کلمات را جداجدا تکرار می کند ( خود راهنمائی آشکار ) و سپس هر حرف را که می نویسد بلند می خواند (نت برداری و استفاده از حافظه )وبالاخره ، برای انجام و تکمیل به موقع تکالیف وتهیه جواب های لازم راهنمائی می شود (خود راهنمائی نا آشکار یا پنهان ).
ب)خود باز بینی – جهت افزایش قدرت توجه است که کودک را آگاهتر می کند که بیشتر توجه خود را کنترل کند . دراین روش در حین انجام فعالیت درسی دانش آموز لحظه به لحظه توجه خود را به درس با گفتن این جمله که آیا به درس توجه می کند ؟ بررسی می کند .
ج ) آموزش دو طرفه یا دو جانبه – در این روش آموزگار موقعیت آموزشی دانش آموز را در نظر گرفته و برنامه ریزی می کند ، به دانش آموز مسئولیت بدهد و تدریجاٌ نیز مسئولیت را بیشتر کند تا به نتیجه مطلوب برسد . این روش شامل چهار فعالیت ، خلاصه کردن متن ، درست کردن سؤال از متن که شامل درک مطلب است ، تصحیح و رفع اشکال اگر در درک مطلب یا سؤال وجود دارد و بالاخره خواندن و مرور کردن و حدس و پیش بینی در باره محتوای مطلب بعدی یا ادامه بحث ، در این روش آموزگار و دانش آموز باهم عمل پس خوراند را انجام می دهند .
3- آموزش تغییر رفتار
در این روش به کودک فعالیت هدایت شده یا تکلیف مخصوص که احتیاج به مهارت دارد داده می شود زمانی که دانش آموز در انجام تکلیف مورد نظر موفق شود به تکلیف بعدی می پردازد .در این روش آموزش دهنده به پاسخهائی که به تکلیف ارتباط ندارد بی توجه بوده و به پاسخ های مربوطه به تکلیف پاسخ مثبت می دهد .
4 - آموزش مستقیم
روشهایی مانند الگوی مشورت که دانش آموز با آموزگاران ویژه آموزشی در باره تطبیق برنامه های درسی مشورت می کند و آموزگار طرز تدریس و نحوه اجرای آن را با ناتوانی کودک یا نوجوان تطبیق می دهد و در صورتیکه روش فوق کارساز نبود از روش اطاق مخصوص آموزش یا اطاق منبع و یا اطاق مشکل گشا که شاگرد با آموزگار ویژه بطور مستقیم طبق برنامه آموزشی تنظیم شده در موضوعات درسی بخصوص که مشکل دارد کار می کند که بتواند در همان درس به حد قبولی مدرسه برسد.
تفاوتهای فردی
تفاوت های فردی دانش آموزان که حاکی ازوجود تفاوت درتوانايي های آنان است از مهم ترين اصول و مواردی است که هميشه بايد در آموزش و پرورش مورد توجه قرار گيرد.از جمله توانايي هاي متفاوت کودکان که موجب تفاوت عمده بين عملکرد آنان مي شود،توانايي هاي شناختي ازجمله هوش است که ميزان آن در همه افراد يکسان نيست. در نتيجه بايد به آن توجه خاصي مبذول شود. زيرا نوع و سرعت آموزش بايد با توانمندی های شناختی دانش آموزان هماهنگ شود.
تفاوت در استعداد و توانايی
هر يک از فراگيرندگان استعداد و توانمندی های خاصی دارند و توان آنان برای انجام دادن کارهای متعدد يکسان نيست بي شک ژنتيک در به وجود آوردن تفاوت ها نقش زيادي دارد ولي فرصت ها نيز در پرورش افراد مهم اند. براي مثال پژوهش هاي اخير نشان داده است که اغلب ژنها توانايي کلا مي بيشتري از مردها دارند در حالي که مردها در انجام دادن اموري که به تجسم فضايي نياز دارند تواناترند.
در هر حال آموزش اين تفاوت ها را کم رنگ تر مي کند، فرصت ها نوع توانايي را معين مي کند، زماني که تفاوت ها شناخته شدند گام بعدي براي از بين بردن تفاوت ها خواهد بود. معلمان وظيفه دارند آثار منفي بر استعداد و توانمندي را به حداقل برسانند.
دانش ، مهارت و نگرش ها
انسان ها نه تنها از نظر توانايي و استعداد متفاوت اند بلکه از نظر دانش و استعداد نيز با هم تفاوت دارند. برخي افراد دانشمندتر و برخي ديگر ماهرتر از ديگران هستند. بسياري از تفاوت ها از تجارب فرصت ها يادگيري و توانايي ها ناشي مي شود. گاه تفاوت با آموزش و پرورش نيز ارتباط مي يابد.
بهتر است معلمان پيش ازهرگونه آموزش توانايي فراگيرندگان را براي انجام دادن کارهاي ويژه تعيين کنند آنان بايد مشخص کنند که براي تسلط به مهارتي لا زم است که چه کارهايي انجام دهند و پيش از شروع آموزش فراگيرندگان داراي چه استعدادي هستند؟
معلم با تجربه براي اجراي آموزش موثر به سوال هايي درباره دانش آموز پاسخ مي دهد و آموزش را بر مبناي آنها بنيان مي گذارد.
اطلا عات در زمينه دانش، مهارت و نگرش به يادگيرنده را مي توان از راه هاي مشروح زير به دست آورد:
1- مصاحبه کردن با افراد خانواده، معلمان پيشين
2- تعيين تجارب عملي ونظري پيش فراگيرنده
3- تعيين اين که چرا فراگيرنده براي کلا س هاي جبراني ثبت نام کرده است.
4- مصاحبه با تک تک فراگيرندگان و تعيين نيازهاي يادگيري آنان از ديد خودشان
5- سنجش استعداد مهارت و دانش دانش آموزان
6- مشاهده ميزان استفاده دانش آموزان از دانش و مهارت و استعدادشان از روزهاي اول مدرسه
اگر به اين شيوه ها عمل شود نيمرخ صحيح و مناسبي از مجموعه توانايي هاي فراگيرندگان به دست مي آيد، هميشه بايد به خاطر داشت که کسب اطلا عات از چندين منبع موثق تر از کسب آنها تنها از يک منبع است.
تفاوتهای فردی در قالب تفاوتهای جسمانی دانش آموزان
قدرت تکلم: قدرت تکلم در همه افراد یکسان نیست. بعضی از افراد از لکنت زبان ، بعضی از صدای گرفته و تودماغی ، بعضی از تندگویی و بعضی از کند تلفظ کردن رنج میبرند. عدهای هم هستند که صدای رسا و گیرایی دارند، تلفظ کلمات را بطور صحیحی انجام میدهند. اما در هر صورت ، همه به نحو یکسانی در کلاس سهیم هستند.
یک فرد که صدای خوبی ندارد، یا موقع خواندن دچار مشکل میشود، نباید محکوم به سکوت شود، و معلم نباید در این مورد تبعیض قاتل شود. اگر صدای یک فرد دلنشین و زیباست، نحوه تلفظ کسی که کلمات را میجود و تندتند بیان میکند، نیاز به اصلاح دارد. معلم علاوه بر تشویق شاگردان در مورد تلفظ صحیح و فن بیان ، باید از مسخره شدن شاگردان مشکلدار توسط سایرین جلوگیری کند.
ضعف بینایی: این ضعف عموما بین افراد شایع است و گاه به علت بیتفاوتی والدین ، بسیاری اوقات ناراحتیهایی مانند تنبلی چشم ، ضعف دوربینی ، نزدیک بینی ، آستیگماتیسم ، انحراف چشم و ... را باعث میشود. اما یک معلم باید با تیزبینی افراد مشکلدار را تشخیص داده و موارد لازم را به خانوادهها هشدار دهد.
مشکل شنوایی: این نوع ضعف معمولا دیرتر از ضعف چشم احساس میشود. غالبا فردی که مشکل شنوایی دارد، تصور میکند اطرافیان آرام صحبت میکنند. این عامل به خاطر خجالتی که شاگرد از معلم دارد، به راحتی بیان نمیشود. و به آسانی قابل تشخیص نیست. ولی میتوان با دقت در املا نویسی و محاوره با او به این مشکل پیبرد و مراتب درمان را پیگیری کرد.
تفاوت در قوای جسمانی: در یک کلاس همواره افراد بلند قد وقوی بنیه احساس قدرت میکنند. آنهاهمکلاسیهای کوتاه قدوضعیف خود را تحقیر میکنند و به زوردرهر کجا که دوست دارند مینشینند به این ترتیب دانشآموزانی که جثه ضعیفی دارند و نمیتوانند با آنها مقابله کنند، به آخر کلاس رانده میشوند. معلم در این مورد باید برخورد منطقی وصحیحی داشته باشد. اول باید به همه اطمینان بدهد که ردیف اول و آخر کلاس درصورتی که آنها دانش آموزان ساعی و خوبی باشند، تفاوتی با هم ندارند. وبعد باید آنها را با ردیف کردن و نشان دادن تفاوتهای قدشان برای جایگزین شدن در جای خود متقاعد کند. البته در صورتی که یک فرد بلند و یک فرد کوتاه قد دوست باشند، جدا کردن آنها تاثیر عاطفی بدی ، روی آنها میگذارد.
چپ دست بودن: موضوعی که متاسفانه چندان اهمیت به آن داده نشده است، چپ دست بودن عدهای از افراد است. تمام امکانات موجود در کشورها برای افراد راست دست تدارک دیده شده است. در یک کلاس درس ، معلم باید تعداد چپ دستها را شناسایی کرده و صندلی مناسب برای این افراد سفارش دهد تا آنها نیز با مشکل مواجه نشوند.
آینده بحث
تفاوتهای فردی ، اموری مهم هستند که نادیده گرفتن آنها نقصانی جبران ناپذیر در ساختار پرورشی و آموزشی مدارس ایجاد میکند. در ضمن معلم باید از نظر مالی تامین باشد تا با فراغ خاطر بتواند تمام وقت خود را صرف دانش آموز بکند. معلمی که شغل دوم دارد، هیچ گاه فرصتی برای مطالعه و جمع آوری مطالب جدید و ارائه به دانش آموزان نخواهد داشت. در هنگام معاینات قبل از ثبت نام دقت کافی مبذول داشته شود. معاینه نباید سرسری و بدون توجه صورت گیرد. بعد از فهمیدن مشکلات کودک نباید تسلیم خواهش پدر و مادر کودک مبنی بر ثبت نام کودک شده ، ابتدا باید اقدامات درمانی یا پیشگیری بر روی کودک انجام شود و بعد ثبت نام صورت گیرد.
تجربه
سال دوم تدریسم بود در کلاس اول ابتدایی تدریس می کردم یکی از دانش آموزانم در املا بسیار ناموفق بود در حین حال در شیفت مخالف در کلاس پنجم تدریس داشتم که خواهر دانش آموز فوق در این کلاس بود ودانش آموزی بسیار فعال وباهوش بود. دانش آموز کلاس اولی علاوه بر ضعف در املا لکنت زبان نیز داشت من ماهها تلاش کردم تا لااقل مشکل املایی این دانش آموز را رفع کنم اما رفته رفته مشکل مرتفع می شدحتی وقت اضافی هم برای آن صرف می کردم وبعدها مشکل ترک مدرسه نیز اضافه شد بناچار اولیای دانش آموزرا دعوت کردم ولی چون آنها کارهای زیادی داشتند نمی توانستند به اوبرسند.یک مجور شدم که او تنبیه (به علت دیر آمدن)کنم دراین حین به من گفت که قرص خواب مصرف می کنم. علت مصرف را از خواهرش که در کلاس پنجم بود جویا شدم .که به علت عدم خواب در شب مادرش هرشب به او قرص خواب می داد به همین علت صبح ها دیر ازخواب بیدار می شده است ودر کلاس بیشتر کسل بود وموضوع مشورت با مادرش حل شد.
اما مشکل ضعف املایی او هنوز باقی مانده بود بعد بررسی های بسیار دریافتم که وی به محبت وتوجه ویژه نیاز دارد به همین خاطر از او خواستم که فردا از خانه شان نان وپنیر بیاورد تا باهم صرف کنیم از این روز به بعد مشکل املایی اوروز به روز بهتر شد که بعد از تعطیلات عید همیشه نمره بیست می گرفت.