كليد واژه ها

خلاقيت ـ معلم – هوش – مدرسه – خانواده – موانع خلاقیت – عوامل بروز خلاقیت

چكيده

معلمان، بزرگترين گروه ياد دهندگان هستند؛ چون ياد دادن، حرفه ی آنهاست ودراين راه به مهارتهايی رسيده اند  معلمان بايد بدانند تدريس، فقط ياد دادن نيست. بلكه ياد گرفتن عمده ترين بخش تدريس است. معلمان بايد دانش آموزان خود را به مرحله خودآموزی برسانند و فراگيران را با ذوق و عشق و علاقه به دنيای پرشكوه خلاقيت ها و ابتكار ها برسانند. خلاقيت توانايي عبور از مرز دانسته ها كه محدوده ای عادی دارد، برای رسيدن به مرز ندانسته هاست. خلاقيت امری پيچيده است اما انجام يك عمل خلاق صرفاً نتيجه ضريب هوشی بالا نيست. لازمه رسيدن به آموزش و پرورش خلاق، دور شدن از روشهای سنتی در آموزش و به كارگيری شيوه های باز در امر ياددهی و يادگيری است. ويژگيهايي چون ريسك پذيری، كنجكاوی، پرسشگری، پشتكار و پايداری و استقلال رأی از ويژگيهای افراد خلاق است. معلمان بايد سئوالاتی را مطرح كنند كه با چرا و چگونه آغاز می شود سئوالاتی كه دارای جوابهای متعدد باشند و باعث ايجاد تفكر واگرا و بروز خلاقيت در دانش آموزان شود. يكی از شيوه های بسيار مؤثر در پرورش خلاقيت نشان دادن الگوهای خلاق است. در اردوگاه خلاقيت يادگيری هيچ نمره و آزمونی يا استرس وجود ندارد و از روش يادگيری درهم تنيده بر آموزش دروس استفاده می كنند. هر آموزگاری می تواند از طريق رسانه های آموزشی خلاقيت را در دانش آموزان بازشناسی و تشويق كند و فرصت های لازم را برای وقوع آن ايجاد كند. علوم تجربی يكی از دروس پايه و اساسی برای دانش آموزان دوره ابتدايي است كه موضوعات آن می تواند زمينه های مناسبی برای بروز خلاقيت باشد. راهبردهای گوناگونی برای به چالش كشيدن فرض ها و مسائل وجود دارد كه بوسيله ی آنها می توان پرسشگری و ايده سازی را در دانش آموزان تشويق كرد با استفاده از روشهای كاربردی متعدد می توان خلاقيت را در دانش آموزان پرورش داد. ظهور خلاقيت كه موهبتى الهى و همگانى است، مستلزم ايجاد بستر مناسب براى رشد و توسعه است؛ لذا براى گسترش اين توانايى بايد موانع و عوامل آن را نيز بررسى كرد تا بتوان فرصت لازم را براى رشد اين توانمندى براى همه‌ی افراد جامعه فراهم آورد.

مقدمه
در دنيای پيچيده كنونی، كه شاهد رقابت های بسيار فشرده در جوامع گوناگون برای دست يابی به جديدترين فن آوری و منابع قدرت هستيم، افراد تيزهوش، خلاق و صاحبان انديشه ی نو و تفكر واگرا، به مثابه گرانبهاترين سرمايه ها، از جايگاه بسياربالاوارزشمندبرخوردارهستند.
در چنين عصری، بايد برای اداره سازی سازمانهای گوناگون اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی و آموزشی، به نوآوری و بهره گيری از دست آوردهای اخلاقی، علمی و فنی بشر همت گماشت و راه را برای نوآوری و ارائه طرح های مناسب در اين سازمانهاهمواركرد.
امروزه، جامعه ما بيش ازهر زمان ديگر به افراد هوشمند و خلاق نياز دارد. هرقدر جهانی كه در آن زندگی می كنيم، پيچيده ترمی شود، نياز به شناسايی و پرورش ذهن های خلاق و آفريننده نيز بيشترو شديدتر می گردد. به همين دليل، در شرايط كنونی، مسئله خلاقيت از مهم ترين مسائل در قلمرو روان شناسی آموزشگاهی است.


با توجه به اين امر، بايد مديرانی مبتكر و خلاق را برای رده های متفاوت مديريت برگزيد با مديران توانمندی كه قادر باشند با اتخاذ تدابير و شيوه های بايسته، زمينه را برای تجلی و بروز استعدادها و خلاقيت های معلمان و دانش آموزان فراهم آورند.


اينک در آموزش و پرورش ما هدف هايی ترسيم شده است كه يكی از مهمترين آنها آموزرش مهارتهای فكری پايه و گسترش افق فكری كودكان و نوجوانان است. برای تحقق اين هدف بايد به رشد تفكر خلاق در كودكان و نوجوانان توجه كرد. ترديدی نيست كه مهمترين نقشی كه آموزش و پرورش می تواند در تعليم و تربيت دانش آموزام ايفا كند پرورش توانايی خلاقيت در آنان است.اصولاٌ يكی از شاخص های رشد و ارتقای علمی در هر كشوری شكوفايی و تجلی خلاقيت و ابتكار عمل به عنوان زير ساخت آن جامعه است.


جوامعی كه بتوانند خلاقيت نسل جوان را احيا و شكوفا سازند ، از ميزان قابل توجه توسعه ، رشد و شكوفايی علمی برخوردار خواهند شد و بالعكس به هر ميزان كه خلاقيت با پرورش و تعالی نيابد ركود صنعتی و فرهنگی و علمی را بايد برای آن جامعه انتظار داشت.

 

تعریف خلاقیت


صاحب نظران تعریف های متعددی از خلاقیت و نوآوری ارائه داده اند . « استیفن رابینز » خلاقیت را به معنای توانایی ترکیب اندیشه ها و نظرات در یک روش منحصر به فرد با ایجاد پیوستگی بین آنان بیان می کند . او نوآوری را به معنای فرآیند اخذ اندیشه خلاق و تبدیل آن به محصول ، خدمات و روش های جدید عملیات می داند . « رضائیان» خلاقیت را به کارگیری توانایی های ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید می داند . نوآوری به کارگیری اندیشه های جدید ناشی از خلاقیت است که می تواند به صورت یک محصول جدید ، خدمت جدید یا راه حل جدید انجام کارها باشد . شاید به جرات بتوان گفت که جامع ترین تعریف خلاقیت توسط « گیلفورد » دانشمند آمریکایی عرضه شده است . او خلاقیت را با تفکر واگرا ( دست یافتن به رهیافت های جدید برای مسائل ) در مقابل تفکر همگرا ( دست یافتن به پاسخ ) مترادف دانسته است .

 

افرادی که تفکر واگرا دارند در فکر و عمل خود با دیگران تفاوت دارند و از عرف و عادت دور می شده روش های خلاق و جدید را به کار می برند . برعکس کسانی که از این خصوصیت برخوردار نیستند تفکر همگرا دارند و در فکر و عمل خود از عرف و عادت پیروی می کنند . پس تفکر واگرا یعنی دور شدن از یک نقطه مشترک که همان رسم و سنت و عرف اجتماع است و تفکر همگرا یعنی نزدیک شدن به آن نقطه .


امروزه ثابت شده است که برخلاف باور بسیاری که ابداع و خلاقیت را خصوصیت ذاتی بعضی افراد می دانند ، این استعداد در نوع بشر به اندازه حافظه عمومیت دارد و می توان آن را با کاربرد اصول و فنون معین و ایجاد طرز تفکرهای جدید و ایجاد محیطی مناسب پرورش داد. « رابرت اپسین » می گوید :  من پس از بیست سال تحقیق ، بررسی و مطالعه روی این مساله به این نتیجه رسیدم که همه انسان ها از قوه خلاقیت برخوردار هستند و استثنایی وجود ندارد . پس می توان موهبت خلاقیت را با به کارنگرفتن پژمرده نمود و یا با انجام فعالیت هایی که بیشترین امکان را برای پرورش خلاقیت ایجاد می کند آن را توسعه داد . برای رشد استعداد خلاق ، سازمان باید شرایط و جو لازم را فراهم سازد هرچند که خود فرد نیز در رشد این استعداد نقش اساسی دارد .

خلاقیت وآموزش وپرورش

تعاریف خلاقیت گسترده و متعدد است. اما وجه اشتراک همه آنها "نو بودن و تازگی، ارزشمند بودن، وجود اکتشاف و نه الگوریتم است". بنا براین می توان خلاقیت را چنین تعریف کرد: هرچیز  تازه و نو، ارزشمند و مفیدی که به صورت اکتشافی به دست آمده باشد.

هرچیزی که به طرف قالبی کردن میل کند، ضد خلاقیت است. به عبارت دیگر، یک مفهوم خلاقیت قالب شکنی است. حال اگر نظام آموزش و پرورش نظامی انعطاف ناپذیر باشد، طبیعی است که امکان دارد ضد خلاقیت باشد، اما اگر انعطاف پذیر باشد در صورت ضرورت تغییر و تحول را پذیرا می شود و خلاقیت را درخود  جای می دهد.

آموزش و پرورش خلاق را یک جامعه خلاق می سازد و جامعه خلاق را افراد خلاق.در آموزش و پرورش عناصر گوناگونی مانند محیط آموزشی، معلم و برنامه ریزی وجود دارد. خود این ها  ارتباط  متقابل و متعاملی  با  هم  دارند و  هر کدام  که  خلاق باشند  بر دیگری تاثیرگذارند ، زیرا یک جریان سیستمی است، اگر معلم خلاق باشد حتی اگر در یک فضای غیر خلاق قرار بگیرد می توانیم امیدوار باشیم خلاقیت او به کل جامعه سرایت کند.

برای مثال : ارزشیابی معلمین  از دانش آموزان یک عامل ضد خلاقیت یا کشنده خلاقیت است.

معلمین باید حتی المقدور از ارزشیابی اجتناب کند( به صورت فعلی) و به جای ارزشیابی کمی از ارزشیابی کیفی استفاده کنند که آثار مخرب کمتری دارد.ارزشیابی کیفی به این معنی که دانش آموز قوت و ضعف خود را در درس ها بفهمد تا در جهت رفع آن نقص برآید. هر چه که دانش آموزان را هدایت کند و به کارشان جهت بدهد جنبه کیفی دارد.

مسئولان باید موضوع خلاقیت را جدی بگیرند و آن را باور کنند. خلاقیت برای جامعه ما در حکم عامل بقا است.در واقع شرط بقای ما وجود خلاقیت های  فکری و ذهنی و ایجاد فرصت برای پرورش این موضوع است.

در آموزش و پرورش ابتدا باید درمعلمان تحول ایجاد کرد، در این رابطه باید به  سه نکته  توجه کرد:

1-      باید ابتدا نگاه  معلمین را عوض کنیم. زیرا در بعضی موارد دیده شده است که معلمین افراد خلاق را دوست ندارند، باید کاری کنیم تا معلمین افراد خلاق را دوست بدارند.

2-      معلمین باید اطلاعات لازم را کسب کنند، خلاقیت و دانش موضوعی علمی با وسعت زیاد است.

3-      باید سعی کنیم معلمین با وقت اندک و با توجه به زمان اطلاعات اولیه را کسب کنند و درنهایت به مهارت های تدریس خلاق مجهز شوند تا نتیجه کارشان در کلاس خلاقیت پروری شود.

در حقیقت می بینیم نقش معلم یک نقش کلیدی است و او جایگاه خاصی دارد، زیرا ارتباطش با دانش آموزان بسیار گسترده است.حتی اگر محتوا مشکل داشته باشد یا نظام آموزشی بیمار باشد اما معلم خلاق باشد میتوان این ضعف ها را جبران کرد.

معلمین باید درزمینه پرورش قدرت تخیل دانش آموزان کوشا و پیگیر باشند. درتمام دروس حتی ریاضی و علوم باید مسائل علمی را با قوای تخیل دانش آموزان مرتبط کنند و قوه تخیل آنها را بکار گیرند و تقویت کنند و اگر این کار را انجام دهند به سمت خلاقیت حرکت کرده اند.

استفاده از کارهای هنری- نمایشی- نقاشی و موسیقی گامی به سوی خلاقیت است.

ما نباید شعار خلاقیت بدهیم.مهم این است که بتوانیم کاری انجام دهیم که در جهت رشد این توان دانش آموزان باشد. هر آنچه که  فکر دانش آموزان را به فعالیت وادارد تا بتوانند ایده نو داشته باشند بدون اینکه  ازهم تقلید کنند ، یک کار خلاقانه است. باید کنجکاوی دانش آموزان را تقویت کنیم و حساسیتشان را به مسائل و محرک ها  بالا ببریم .اگر بتوانیم کاری کنیم که دانش آموزان بتوانند از دور ریختنی ها با توجه به ابتکار خود چیزهایی بسازند کار خلاقانه ای کرده ایم .باید به دانش آموزان فرصت بدهیم تا اعتماد به نفس کافی پیدا کنند. به این سبب باید ازمقایسه آن ها با همدیگر پرهیز شود.به آنان فرصت بدهیم که حرف بزنند و ابراز عقیده کنند . تمام  این ها  و خیلی موارد دیگر به  این منجر می شود که  یک کلاس خلاق و فعال داشته باشیم.

خلاقیت در عین پیچیدگی بسیار راحت ، ساده و قابل دسترس است و این را هر معلمی می تواند تجربه کند .بر عکس خیلی چیزهای دیگر ، خلاقیت حالت تزریقی ندارد و چون به حالت بالقوه در همه افرا هست همه معلمان می توانند هم خلاق باشند وهم خلاق پرور.

چه رابطه ای ميان خلاقيت و هوش وجود دارد ؟

 اگر اين را بپذيريم  كه خلاقيت   يك فرآيند   شناختي و انديشمندانه  است ،  بايد   به اين نتيجه  برسيم  كه سطوح  بالاتر  خلاقيت   با  سطوح  بالاتر  هوش  و  فراست  در ارتباط   هستند.گرچه  اندازه اي  هوش  و فراست   برپایه  نشان دادن   خلاقيت   در اغلب  زمينه ها   ضرورت دارد ، بسياري   از  اشخاص  كاملا  باهوش  ، لزوما آدمهاي   خلاقي  نيستند(ويكفيلد،1991)

تحقیقات علمی نشان داده است که هوش خارق‌العاده معادل با داشتن استعداد خلاقیت نیست، به عبارتی دانش آموزانی که دارای هوش زیادند، الزاماً‌افرادی که ابداعی ترین ایده‌ها را خلق کنند، نمی‌باشند (قاسم‌زاده، حسن، ص 17.) همچنین محققانی چون رو، (1953) و مک کنیون (1968)، ضمن بررسی هوش افراد بسیار خلاق دریافتند، آنان از مردم عادی باهوش‌ترند ولی از همکاران غیر خلاق خویش درخشان‌تر نبودند. «والدچ» و «رانکو » ضمن تایید این مطالب اظهار می‌دارند که داشتن حداقلی از هوش، برای خلاقیت ضروری به نظر می‌رسد .


از نظر «پیاژه» بوسیله نیروهای خلاقه است که کودک می‌تواند دورانهای مختلف اندیشه را طی می‌کند. برای اینکه عقل و هوش او رشد کند بایستی مراحل سختی را بگذراند. انباره‌ای از شواهد نشان می‌دهد که دو شیوه یادگیری و تفکر از وظایف اختصاصی نیمکره‌های چپ و راست مغز حاصل می‌شود. قسمت چپ اطلاعات را بطور خطی، منطقی و متوالی پردازش نموده و اساساً‌ با اطلاعات شفاهی سر و کار دارد. نیمکره راست، اطلاعات را بطور غیر خطی، از طریق درک مستقیم (شهودی) و بطور همزمان پردازش نموده و با اطلاعات تصویری، شنوائی و عاطفی سر و کار دارد .


استراتژیهای تفکر که بیشتر از ویژگی نیمکره چپ است، تحلیلی، متوالی، ومنطقی است . نیمکره چپ همچنین در درک تمایزها و تفاوتهای ظریف تخصص دارد. از آنجا که فرایند تفکر خلاق نیاز به مقدار زیادی تفکر مربوط به هر دو نیمکره دارد، انتظار می‌رود که هر فرد خلاق ایده‌آل کسی باشد که بتواند وظایف اختصاصی هر دو نیمکره را به نحوی مکمل ادغام نموده و مورد استفاده قرار دهد. ولی شواهد موجود حاکی از آن است که در انواع متعددی از آزمونهای تفکر خلاق بزرگان که در وظایف مغزی نیمکره راست تخصص دارند، تقریباً بدون استثناء از افرادی که شیوه ادغام دو نیمکره را بکار می‌برند، پیش می‌گیرند. چنین افرادی همچنین یادگیریهای خود را بیشتر مورد استفاده قرار می‌دهند .

صاحبنظران در زمينه خلاقيت معتقدند  كه خلاقيت  و هوش دو كيفيت   متفاوت  هستند (وينر 1989، گاردنر 1993). هر كس  تا اندازه اي   از  خلاقيت   برخوردارست .صاحبنظران  و كساني  كه به امر آموزش  اشتغال دارند بايد به اين نكته مهم توجه كنند كه خلاقيت   براي  يك آدم  با استعداد   متوسط  به همان   اندازه  خلاقيت   براي  يك آدم  نابغه  موضوعي   طبيعي  است (تورانس  1962).  در ادامه  مطلب  به چهار  ارتباط  احتمالي   ميان هوش و خلاقيت  اشاره  كرده ايم (والاش  و كوگان  1965).

كودكان  با بهره هوشي  پايين ممكن است  ويژگيهاي  خلاقيت  زياد  را به نمايش  بگذارند.

اين  بچه ها   اغلب از  روشهاي  سنتي   متداول  در  مدارس   ناراحت اند.اين بچه ها  احتمالا  محتاط  و فاقد اعتماد به نفس  به نظر مي رسند  و از  شرايطي  كه به آنها  امكان  نمايش خلاقيت را  ندهد   ناراحت اند.

كودكان با بهره هوشي  كم ممكن است  ويژگيهاي  خلاقيت اندک را به نمايش  بگذارند

ممكن است   به نظر   برسد   كه اين  بچه ها  هدف  و علت  رفتن   به مدرسه   را درست  درك نمي  كنند.به هنگام صحبت و تبادل با ديگران  ممك است  ويژگيهايي   را به نمايش   بگذارند كه بيشتر  جسماني  ،  انفعالي   باشد . ممكن است از  شرايط  چالش دار اجتناب  كنند.

كودكان  با بهره  هوشي  زيادممكن است  ويژگيهاي  به  شدت خلاق  را به نمايش  بگذارند.

اشخاصي  كه در  هر دو زمينه  خوب  و عالي   هستند  در برابر   تغييرات   انعطاف  نشان مي دهند  و خود  را با  شرايط  متفاوت  يادگيري  به راحتي  تطبيق  مي دهند. اين بچه ها مي توانند  رفتارهاي  شخصي  خود را  براي روبه رو شدن  با موقعيت هاي جدي تعديل كنند .آنها اعتماد به نفس  فراواني   را به نمايش  مي گذارند و ممكن  است گاه با رفتار خود جلب  توجه كنند.معمولا كودكان  با  بهره هوشي  زياد  و خلاقيت  فراوان  به درس  و مشق  خود اهميت  مي دهند  و از موفقيتشان   لذت مي برند.اين بچه ها  از انگيزه  زياد  برخوردارند.

كودكان  با بهره هوشی زياد ممكن است خلاقيت  اندكی را  به نمايش بگذارند.

اين كودكان  به موفقيت  در مدرسه  بهاي  زيادی می دهند.دامنه  توجه  و اعتماد  به نفس  فراوان  دارند.  اين بچه ها  تابع  مقررات اند و معمولا  به تقويت هاي  مثبت ،جواب  خوب مي دهند.

سخن آموزگاران

كودكان  معمولا  با استعداد   و خلاق متولد  مي شوند  و  وظيفه  ما آموزگاران است كه در پرورش  استعدادها و خلاقيت های  آنها  بكوشيم .هنر، سرتاسر  بايد  فرآيند گرا، جستجوگرانه ،تصوریری و بازپاسخ  باشد .دوران  قبل  از مدرسه  آخرين فرصتی است  كه كودكان  مي توانند خلاقيت  خود را افزايش  دهند. وقتي  كودكان  به مدرسه  مي رسند اغلب بايد طبق  تعاليم  مدرسه   رفتار كنند.فعاليت هايشان دقيقا  ديكته می شود. بايد دقت كنند  كه از  خط  خارج نشوند. بايد  تميز  و آراسته  باشند  و غيره و غيره...

رابطه خلاقیت با هوش وپیشرفت تحصیلی

پژوهش هایی که در آنها رابطه بین نمرات افراد در آزمون های هوش وآزمون های خلاقیت مقایسه شده اند، نشان داده است که بین نمرات این دو آزمون، رابطه چندانی وجود ندارد. تورنس(1975) همبستگی های بین نمرهای آزمون های هوش وخلاقیت را در 187 پژوهش که به همین منظور انجام گرفت،محاسبه کرد وضریب همبستگی 20/0+را که ضریبی به نسبت پایین است گزارش کرد. باتوجه به پژوهشهای انجام شده، می توان اینگونه نتیجه گیری کرد که آزمونهای خلاقیت، دسته ای از ویژگی های فکری وذهنی را می سنجد که در آزمونهای هوش، به سنجش در نمی آید.

رابطه ی بین نمرات آزمونهای پیشرفت تحصیلی و آزمونهای خلاقیت نیز چندان چشمگیر نیست .یعنی بین این دو دسته از آزمون، رابطه ی همبستگی زیادی به دست نیامده است،به عبارت دیگر، از روی نمرات پیشرفت تحصیلی نمی توان افرادخلاق را انتخاب کرد.البته باید نتایج این پژوهشها را بااحتیاط تعبیر و تفسیر کرد. هرچند که رابطه ی بین نمرات هوش وپیشرفت تحصیلی با نمره های خلاقیت خیلی عمیق نیست، نباید چنین تصور کردکه افراد خلاق رابایددر میان افرادکم هوش جستجو کرد. لازمه ی هر گونه تفکر خلاق میزان قابل توجهی از هوش ویادگیری است. اما بالاتر ازاین میزان، نمرات خیلی بالای هوش وپیشرفت تحصیلی درفعالیتهای فکری خلاق تاثیر چندانی ندارد.

 چگونه دانش آموزان خلاق تربیت کنیم،روش های پرورش خلاقیت دانش آموزان در کلاس درس و مدرسه

خلاقیت زیباترین و شگفت انگیزترین خصیصه ی انسان است. غنا، پویایی و بقای هر فرهنگ و تمدنی به خلاقیت مردمان آن بستگی دارد و این واقعیت را تاریخ بارها به اثبات رسانده است.

اکنون در آغاز هزاره ی سوم به جرأت می توان گفت خلاقیت همان چیزی است که زندگی مدرن بشر متمدن را از زندگی ابتدایی انسان نخستین جدا می کند. اگر اکنون در شروع قرن بیست ویکم مشاهده می کنیم که در قسمتی از دنیا انسان هایی رؤیایی دست یابی به کرات دور دست و سکونت در فضا را به واقعیتی عینی بدل کرده اند ، برای لحظه ای بیندیشیم که در همین لحظه در گوشه های دیگری از دنیا ، انسان های دیگری نیز زندگی می کنند که شیوه ی زیستن آنها همانند بشر هزاران سال پیش است ، به راز خلاقیت ، این موهبت منحصر به فرد انسان ، پی خواهیم برد.

ویژگیهای شخصیت خلاق

  هر چند خلاقیت یک توانایی همگانی است و همه ی انسان ها کمابیش از آن برخوردارند، اما افراد ی که خلاقیت بالایی دارند و به عنوان افرادی خلاق شناخته می شوند، دارای خصوصیات شخصیتی و رفتاری ویژه ای هستند که به وسیله ی این خصوصیات می توان آن ها را از سایر افرادی که از خلاقیت کم تری برخوردار هستند ، تشخیص داد. فایده ی اصلی آشنایی با ویژگی های افراد خلاق این است که می توانیداز آن ها به عنوان الگوهای رفتاری برای ایجاد و پرورش رفتارهای خلاقانه در کودکان استفاده کنید . مهمترین و بارزترین این ویزگی ها عبارتند از:

استقلال - ریسک پذیری -  کنجکاوی - علاقه به کارهای پیچیده - تحمل ابهام - انعطاف پذیری - شوخ طبعی - اعتمادبه نفس بالا – ابتکار – پشتکار -  تخیل قوی - حساسیت وتوجه - زیبایی دوستی -  تردید

دانش آموزخلاق رابشناسید

  هرچند بسیاری ازویژگیهای کلی افراد خلاق که درقسمت قبل معرفی گردید کمابیش شامل دانش آموزان خلاق نیز می گردد، اماازآنجاکه تاکید اصلی ما،پرورش خلاقیت دانش آموزان خلاق که معمولا درمحیط مدرسه وکلاس درس مشاهده می شود،دربخشی مجزابرشمرده شود.درهمین موردسه دلیل دیگر نیزوجودداردکه این ضرورت را تاکید کند:

1-       محیط مدرسه و کلاس به خودی خودرفتارهای ویژه ای رادردانش آموزان خلاق ایجاد می کند که ممکن است  دانش آموزان را درمحیط منزل یا محیط های دیگرنمایان سازدویابه گونه ای متفاوت نشان دهد.

2-      بسیاری ازرفتارهای دانش آموزان خلاق،خاص محیط تحصیلی آن هاست وازلحاظ نوع وشدت با خصوصیات سایرافرادخلاق متفاوت است

3-      آشنایی باخصوصیات بارزدانش آموزان خلاق به معلم امکان می دهد تا آن هارا بهتربشناسد وبه برنامه ریزی درجهت تقویت،پرورش،تغییرواصلاح مواردلازم بپردازد.

به طورکلی دانش آموزخلاق غالبا ازطریق خصوصیات ورفتارهای زیرقابل شناسایی است:

1-        ایده ها ونظرات خودرابدون ترس در کلاس مطرح می کند.

2-      معمولا برای مسائل راه حل ها و پاسخ هایی متفاوت از سایر دانش آموزان ارائه می کند.

3-        به فعالیت های هنری علاقه زیادی داردودراین زمینه دارای تجربه ومهارت است.

4-       غالباً ایده ها و راه حل های بیش تری نسبت به سایر هم کلاسی های خود پیشنهاد می کند.

5-      معمولاً قادر است با طنز پردازی ها و شوخی های جالب دیگران را بخنداند.

6-      تمایل زیادی به تغییر نظرات معلم و یا مطالب کتاب دارد.

7-      در کلاس اغلب سوالاتی غیر عادی و گاه عجیب و غریب می پرسد.

8-      علاقه ی زیادی به نقاشی و ترسیم افکار و ایده های خود دارد.

9-       انتقادگر است و هر نظر یا عقیده ای را به راحتی نمی پذیرد .

10-  گاهی به خاطر بیان نظرات وایده های عجیب و غریبش در نظر دانش آموزان دیگر فردی غیر عادی جلوه  می کند.

11-   از قوه ی تخیل خوبی برخوردار است.

12-   معمولاً در کلاس با آب و تاب صحبت می کند و سعی می کند ایده هایش را با جزئیات کامل شرح دهد.

13-   داری ابتکار است و غالباً ایده ها و پاسخ های منحصر به فرد ارائه می کند.

14-   حساس ، باریک بین و نکته سنج است .

15-   بسیار فعال است و غالباً در آن واحد چند طرح و ایده در زمینه های مختلف را در سر می پروراند.

16-  به تجربه و آزمایش علاقه ی فراوانی دارد.

17-   در نفوذ و تأثیر گذاری بر دوستان خود از توانایی زیادی برخوردار است.

18-   آمادگی طرد شدن و عدم تأیید از طریق دیگران را داراست.

19-   به مطالعه ی موضوعات متنوع و گوناگون علاقه مند است و زمان قابل توجهی را به این امر اختصاص می دهد.

20-   از اطلاعات عمومی زیادی برخوردار است و سعی می کند که از آن ها استفاده ی عملی و کاربردی کند.

  دانش آموز خلاق:قبل از این که گردو را بشکنم به این فکر افتادم که شاید بتوانم با نیمه ی پوست آن دو تا لاک پشت درست کنم.

 

 

اصول پرورش خلاقیت در کلاس درس

عوامل ، اصول و روش های زیادی وجود دارد که می تواند مستقیماً کیفیت آموزش های معلم را بهبود بخشیده و بازدهی فعالیت های یاددهی _ یادگیری را در زمینه ی خلاقیت افزایش دهد. در این قسمت مهم ترین اصول و روش هایی که در این مورد وجود دارد و می تواند در فرایند رشد خلاقیت نقش تسهیل کننده و تسریع کننده داشته باشد ، بیان می گردد:

1-      دانش آموزان خود را به تناسب رفتارها ، فعالیت ها و دستاوردهای خلاق آن ها مورد تشویق قرار دهید.

2-       به دانش آموزان خود بیاموزید که نسبت به ایده ها و افکار خود حساس باشند و آن ها را یادداشت کنند.

3-       به عنوان معلم شخصاً به فعالیت های خلاق علاقه نشان دهید و با دانش آموزان خود در انجام تمرینات خلاقیت مشارکت نمایید.

4-       در مورد ماهیت خلاقیت و مفاهیم آن ، به دانش آموزان اطلاعات لازم را بدهید.

5-       در کلاس خود تا حد امکان از وسایل و روش های آموزشی دیداری _ شنیداری استفاده کنید.

6-      برای تخیلات و افکار نو دانش آموزان ارزش و احترامی ویژه قائل باشید.

7-      در کلاس خود فضایی برای ابراز شوخ طبعی پدید آورید و این حس را در خود و دانش آموزان خود فعال نگاه دارید.

8-       به دانش آموزان بیاموزید که افکار و رفتارهای خود را بیش از حد مورد قضاوت و ارزش یابی قرار ندهند.

9-      با دانش آموزان خود از روش پرسش و پاسخ استفاده کنید و آن ها را به پرسیدن سوالاتشان ترغیب نمایید.

10-   آن ها را عادت دهید که برای حل مسایل ، همواره راه های متعددی را جست و جو کنند.

11-  تفاوت های فردی میان دانش آموزان را در نظر داشته باشید و به فردیت هر یک از آن ها احترام بگذارید.

12-   تا حد امکان به دانش آموزان امنیت و آزادی عمل بدهید و از وضع مقررات خشک و محدود کننده در کلاس خودداری کنید.

13-   دانش آوزان را به دست کاری و تغییر عقاید و اشیا تشویق کنید .

14-   آن ها را به مطالعه و کسب اطلاعات در زمینه های مختلف ترغیب نمایید.

15-   اهمیت خلاقیت و آثار و نتایج ارزشمند تفکر خلاق را برای آن ها تبیین کنید.

16-   آن ها را با زندگی نامه های افراد خلاق تاریخ آشنا نمایید.

17-   دانش آموزان خود را با مسائل حل نشده روبه رو کنید و از آن ها حل های جدید بخواهید.

معلم دوست دار خلاقیت:هیچ چیز برایم جذاب تر از گوش دادن به ایده های عجیب و غریب دانش آموزانم نیست ؛ به ویژه هنگامی که با هیجان و آب و تاب در مورد آن صحبت می کنند.

 

ویژگی های معلم پرورش دهنده ی خلاقیت 

   مربی یا معلمی که می خواهد یک کلاس ویژه ی پرورش خلاقیت را اداره کند و یا این که علاقه مند است در جریان تدریس روزمره ی خود به طور جدی پرورش خلافیت دانش آموزان را هم مد نظر داشته باشد، اگر چنان چه از خصوصیات و نگرش های ویژه ای که با ماهیت و فرایند خلاقیت مناسبت دارد ، برخوردار باشد ، مطمئناً در کار خود بسیار موفق تر عمل خواهد کرد . البته یک چنین معلمی حتماً لازم نیست که خودش فردی بسیار خلاق باشد، اما اگر چنان چه شخصاً از مهارت های اساسی خلاقیت برخوردار باشد و بتواند عملاً از آن ها استفاده کند .

برخی از ویژگی های معلم علاقه مند به خلاقیت که داشتن آن ها به بازدهی بیش تر کلاس و تدریس او می انجامد :

1-       فردی انتقاد پذیر باشد .

2-       تحمل عقاید نو دانش آموزان را داشته باشد .

3-       از صبر و تحمل بالایی برخوردار باشد.

4-      به تفاوت های فردی و منحصر به فرد بودن تک تک دانش آموزان اعتقاد داشته باشد.

5-       از انگیزه ای قوی برخوردار باشد.

6-      پذیرایی ایده ها و نظرات غیر عادی دانش آموزان خود باشد .

7-       دوست دار هنر وزیبایی شناسی باشد.

8-      تا حد امکان به دانش آموزان خود آزادی عمل بدهد.

9-      در چند زمینه ی مختلف معلومات و مهارت داشته باشد.

10-  برای هر دانش آموز احترامی ویژه قائل باشد.

11-  خیال پردازی دانش آموزان را تشویق کند.

12-  در مواقع لزوم بتواند کودکانه بیندیشد و کودکانه عمل کند.

13-  به دانش آموزان خود اجازه دهد که گاهی اشتباه کنند!

معلم دوست دار خلاقیت:احساس می کنم اگر به دانش آموزانم اجازه ی اشتباه کردن را بدهم ، بزرگ ترین چیزها را به آن آموخته ام.

عوامل موثر در شکوفایی خلاقیت کودکان

زمان: شکوفایی خلاقیت تابع حرکت عقربه های ساعت نیست. کودکان برای کند و کاو در مسائل و انجام نهایت تلاش خود، به زمان طولانی و فارغ از تعجیل نیاز دارند. هنگامی که کودکان سرگرم انجام دادن کار خلاق هستند نباید در همان وقت از آنان خواست تا کار دیگری انجام دهند.

مکان: کودکان به مکانی نیاز دارند که کارهای نا تمام خود را در آنجا قرار دهند تا روز بعد به ادامه ی آن بپردازند آنان همچنین به محیطی شورانگیز و مشوق نیاز دارند که انگیزه ی لازم را برای ارائه بهترین تلاش در آنان ایجاد کند. محیطی که در آنها نور کافی، رنگهای هماهنگ و زنده، اسباب و لوازم کودکانه، نمونه هایی از آثار خود آنان و آثار دیگران و اشیای جالب توجه وجود دارد، مشوق شکوفایی خلاقیت کودکان هستند.

مطالب و مواد آموزشی: اولیا می توانند بدون صرف هزینه های هنگفت مجموعه ای از مطالب و مواد آموزشی را سازماندهی کنند. مواد آموزشی شامل انواع گوناگون کاردستی های کاغذی، لوازم تحریر و نقاشی، مواد و لوازم مجسمه سازی نظیر خمیر بازی و خاک رس، سنگ ریزه، دگمه، صدف،تخم گیاهان، مقوا و دیگر لوازم ساخت بازیهای فکری است. کودکان هنگامی از این مواد آموزشی به شکل بدیع و خلاقانه استفاده می کنند که خودشان در انتخاب، ساماندهی، جورکردن و نظم و ترتیب دادن به آنها نقش فعال داشته باشند.

جو (فضای کار): جو و فضای موجود باید چنان باشد که کودکان از اشتباه و خطر پذیری (ریسک کردن) هراسی نداشته باشند. جو موجود باید آزاد منشانه باشد و در کودکان اگیزه ی لازم را برای فعالیت و شکوفاسازی خلاقیت ایجاد کند.

ایجاد فرصت های لازم: اولیا باید فرصت های مناسب را برای ماجراجویی کودکان فراهم کنند. برای کودکان، دست زدن به کاری خلاقانه بدون برخورداری از یک منبع الهام ملموس و عینی دشوار است. آنان ترجیح می دهند به شواهدی مستقیم، هواس و خاطرات خود تکیه کنند. به عنوان مثال: ما در زمان نقاشی می توانیم عکس دانش آموز یا آیینه ای را در اختیارش قرار دهیم تا د حین نقاشی تصویر خود، قیافه ی خودشان را نیز بررسی کنند.

برنامه ریزی برای استفاده از تمرینات پرورش خلاقیت

استفاده از روشهای پرورش خلاقیت در کلاس درسی  بستگی به زمان و امکانات معلم و مدرسه دارد و هر معلمی با توجه به برنامه درسی خود و شرایط و امکاناتی که در اختیار دارد می تواند روشهای مختلفی را برای پرورش خلاقیت مورد استفاده قرار دهد نظیر تشکیل کلاسهای ویژه ی خلاقیت که در آن ساعاتی بطور منظم برای این منظور پیش بینی می گردد  که البته با توجه به برنامه ی درسی مدارس خصوصأ مقطع ابتدایی متاسفانه چنین ساعاتی پیش بینی نشده است .

ویا اختصاص بخشی از زمان کلاس برای انجام تمرینات که برای این منظور لازم است برخی از کلاسها کمی زودتر از ساعت مقرر به اتمام برسد و زمان باقیمانده صرف تمرینات خلاقیت گردد.

در کتابهای بخوانیم و بنویسیم مقطع ابتدایی تمریناتی نظیر داستان پردازی ، تصویر سازی ، کلمه سازی و هنر و ... وجود دارند که به خودی خود قابلیت پرورش خلاقیت را عهده دار هستند .

اما معلمین می توانند به صورتهای مختلف تمرینات خلاقیت را با محتوای دروس ترکیب کنند و میان آنها ارتباط  لازم را ایجاد نمایند که البته این نوع برنامه ریزی بستگی زیادی به ذوق و علاقه و توانایی برنامه ریزی و آشنایی با روشهای پرورش خلاقیت دارد .

و آخرین راه حل برای پرورش خلاقیت انجام تمرینات در منزل است که آموزگار دانش آموزان را با اهداف تمرینات و دستور العمل اجرایی آنها آشنا می کند و از آن ها می خواهد که تمرینات را در منزل انجام دهند.

 

کمک به دانش آموزان در خلاقیت

1-      در دادن تکلیف یا پروژه، از یک دستورالعمل اجمالی توجیهی یا یک محرک خنثی استفاده کنید،تا دانش آموزان

در انجام آن به شیوه ی خودشان، از میدان وسیعی بر خوردار شوند ودریابند که تفاوت در نتیجه گیری، بخشی از فعالیت است.

2-      نوآوری وسلیقه های شخصی را بپذیرید، حتی اگر راه حل هایی را که دانش آموزان با اتکا به توضیحات اجمالی شما ارائه دهند، آن چیزهایی نباشندکه(شما) مدنظر داشته اید.

3-      اگر انجام یا ارائه تکالیف ضعیف بوده است، نسبت به ایده ها وافکار پشت پرده ی آن واکنش مثبت نشان دهید وکمک کنید دانش آموزان در تبیین مقصود خود مهارت پیدا کنند.

4-      سئوالت بدون مقدمه ای مطرح کنید وطیفی از پاسخ ها را بپذیرید. از پرسیدن سئوالاتی که پاسخ آنها فقط یک کلمه« درست است» می باشد، امتناع کنید (مگر اینکه موضوع راجع به واقیعت ها باشد).

5-      بهدانش آموزان فرصت تجربه، اشتباه وپژوهش را بدهید. وقتی در حال ارائه یک تکلیف،تکنیک ویا مطلب جدید به دانش آموزان هستید، به آنها فرصت دهید تا امکانات را بسنجند وقبل از شروع هر تکلیف شاقی، همه جوانب را در نظر بگیرید.

6-      با دانش آموزان، چه به صورت انفرادی وچه در گروه های کوچک، بازی های فکری به را بیندازید. به دانش آموزان یادآوری کنید که در جلسات مخصوص به بازی های فکری به تمام ایده ها بها داده خواهد شد وهیچ یک از آن ها مورد انتقاد قرار نخواهند گرفت.

7-      سعی کنید تکالیف آزادی تهخیه کنید که به جای نتایج همگرا،نتایج پراکنده ای در بر داشته باشند. این عمل نه تنها برای دانش آموزان بلکه خود شما نیز جالب خواهد بود.

8-      دانش آموزان را به صورت گروهی سرگرم طیفی از ایده ها کنید. از آنها نخواهید که بهترین ایده را انتخاب کنند، بلکه از آنها بخواهید شیوه هایی بیابند تا بهترین عناصر تمام همکاریهای به وجود آمده در گروه را در هم ادغام کنند.

9-      از دانش آموزان بخواهید که برای سئوالات، پاسخ هایی «رویایی» و«کابوسی» بیابند.« چه می شد اگر همه چیز به بهترین نحو پیش می رفت؟» ،«حالا چه اتفاقی می افتاد اگر همه چیز اشتباه از آب در می آمد؟» به دانش آموزان کمک کنید موضوعات آموزشی را از این فعالیت ها واز سناریوهایی که در سر می پرورانند، جدا کنند.

اگر دانش آموزی براي رسيدن به حقيقتی سه روز وقت صرف كند تا آن را شخصاً كشف كند ، به صرفه تر از آن است كه همان حقيقت را در يك ربع ساعت برايش توضيح دهيم . اين روش ، پيشرفت سريع كودك را در مراحل بعدی رشد تضمين می كند                                                                                         «پیاژه»

درس علوم تجربی و نقش آن در پرورش قوه خلاقيت دانش آموزان

درس علوم تجربی و نقش آن در پرورش قوه خلاقيت دانش آموزان يكی از دروسی كه در دوره ابتدايي نقش اساسی و كليدی در ظهور قوه خلاقيت دانش آموزان دارد، علوم تجربی است. با توجه به تغييراتی كه در سالهای اخير در محتوای كتب درسی علوم ايجاد شده، محتوای آنها نسبتاً مناسب است. اما عدم كاربرد روش تدريس صحيح توسط معلمان در تدريس اين درس موانع بروز خلاقيت می شود. بسياری از كودكان قبل از ورود به دبستان خلاقيت های متعددی را در منزل از خود بروز می دهند كه همگان بارها شاهد آن بوده ايم. ساختن انواع و اقسام شكلها و چيزهای گوناگون از گِل در روستاها و خمير اسباب بازی در شهرها، درست كردن كاردستی از وسايل گوناگون در منزل و دوختن لباس و ... اينها همه خلاقيت هايي است كه يك كودك قبل از ورود به دبستان بروز می دهد، ولی به كرات مشاهده شد كه همين كودك خلاق با ورود به دبستان ديگر دست به اين گونه خلاقيتها نمی زند و ذوق و استعداد خلاقيت او سركوب شده است. روش تدريس مناسب معلم ممكن است يكی از عوامل مهم و مؤثر در پرورش خلاقيت دانش آموزان باشد. بررسی نشان داده است كه معلمان نسبت به پرورش قوه خلاقيت نگرش مثبت دارند ولی به دليل نداشتن تخصص و آگاهی لازم در زمينه پرورش خلاقيت، به روشهای تدريس مبتنی بر انتقال معلومات متوسل می شوند. (پوران نژاد، 1376)

علوم تجربی يكی از دروس پايه و اساسی برای دانش آموزان دوره ابتدائی است كه موضوعات آن ممكن است زمينه های مناسبی برای بروز خلاقيت باشد. و همان طور كه از نام آن پيداست علمی مبتنی بر تجربه، آزمايش و مشاهده است و از سوی ديگر چنان كه می دانيم يكی از روشهای علمی پرورش خلاقيت دانش آموزان، مشاهده اشياء از نزديک و دستكاری كردن آن و تجربه آزمايش است. (توحيدی، 1380) بنابراين، اين عمل می تواند در بروز خلاقيت نقش مؤثری داشته باشد.

عوامل موثر در خلاقیت و تاثیر آن بر محتوای کتب درسی :

کارل راجرز (carl Rogers) ، چگونگی عوامل موثر در خلاقیت را به طریق تحلیلی بیان کرده است و در این زمینه می‌گوید: واضح است که خلاقیت را نمی‌توان با فشار بوجود آورد بلکه باید به آن اجازه داده شود تا ظهور کند. او معتقد است که با فراهم کردن امنیت روانی و آزادی، احتمال ظهور خلاقیت سازنده را می‌توان افزایش داد.

 
«تورنس» شواهدی بدست آورد که نشان می‌داد اوج خلاقیت در کلاس دوم ابتدائی است ولی به دلیل اقرار در مطابقت با دیگران معمولاً‌از بین می‌رود. منحنی خلاقیت بسیاری از کودکان در حدود ده سالگی افت می‌یابد و آنان هرگز خلاقیت دوره اولیه کودکی را باز نخواهند یافت. با توجه به اینکه آنان در این سن در مدرسه هستند نباید تاثیر خانواده، مدرسه، محتوای درسی، روش تدریس و شخصیت معلم را در افت خلاقیت کودکان ندیده گرفت. محتوای درسی یکی از عواملی است که می‌تواند در مدرسه، زمینه پرورش خلاقیت را فراهم کند .


علاوه بر موضوعی که «کارل راجرز» مطرح کرده است عوامل دیگری نیز در خلاقیت موثر هستند که اگر بطور صحیح بکار گرفته شوند در شکوفایی خلاقیت افراد موثر خواهند بود . در این مقاله این عوامل و تاثیری را که بر محتوای کتابهای درسی دارند مورد بررسی قرار می‌دهیم:     1- نقش اطلاعات در خلاقیت          2- انگیزش و خلاقیت

 3- خلاقیت و میزان خود پذیری       4- تخیل و خلاقیت           5- خانواده و خلاقیت .

 

1- نقش اطلاعات در خلاقیت :

اطلاعات یکی از عوامل اساسی خلاقیت وماده خام آن است و به گفته «ویلیام»، خلاقیت مهارتی است که اطلاعت پراکنده را به هم پیوند می‌دهد. نتایج تحقیقات «هیز» (1988) و «ویش بو» (1988) در رابطه با زندگی 76 آهنگساز و 66 شاعر مشهور نشان داده است که هیچکدام از ایشان زودتر از پنج سال از شروع دوران شاعری و آهنگسازی خویش، شعر یا آهنگ قابل توجهی نساخته‌اند، این امر نشانه آن است که بدون برخورداری از میزان مطلوبی از دانش نمی‌توان شاعر، نویسنده، موسیقی‌دان و یا فیزیکدان خلاق شد.

2- انگیزش و خلاقیت :

انگیزش به حالات درونی ارگانیم که موجب هدایت رفتار به سوی نوعی هدف می‌شود، اشاره می‌کند. اخیراً‌برخی از روانشناسان اجتماعی (لپر، کرین، نیس بت،1973 ) انگیزش درونی را از جنبه شناختی تعریف کرده‌اند، آنها عقیده دارند، اگر افراد درک کنند که بواسطه علاقه خود در فعالیتشان مشغول هستند، بطور درونی انگیخته می‌شوند اما اگر فعالیتهای خود را به عنوان کسب اهداف بیرونی ادراک کنند، بطور بیرونی انگیخته می‌شوند. نظریه پردازان روان شناختی عقیده دارند که خلاقیت از حالت برانگیختگی درونی مرتبط با فعالیت بیشتر از انگیختگی بیرونی مرتبط با فرد منجر به خلاقیت می‌شود.


از نظر گیلفورد، تا زمانی که عملی از روی عادت انجام گیرد، خلاقیتی در کار نیست ولی به مجردی که اجرای عملی احتیاج به تدابیر جدیدی داشت، جریان خلاقیت به کار می‌افتد. (خلاقیت کودکان، ص 19 )
در برخی نوشته های هیجان انگیز بوسیله آینده نگرانی مانند، (الوین تافلر، بنیامین سینگر و فردریک پولاک) درباره وجود رابطه بسیار قوی بین انگیزه برای یادگیری و نیل به دستاوردهای خلاق از یک سو و تصویر ذهنی شخص از آینده، از سوی دیگر بحث شده است. «تافلر» معتقد است که نحوه‌ای که دانش‌آموز و دانشجو، آینده خود را می‌بینند با عملکرد آکادمیک آنها و نیز توانایی آنان برای زندگی، وفق دادن خود با محیط و رشد فکری آنان در یک جامعه پر تغییر ارتباط مستقیم دارد.

3- خلاقیت و میزان خود پذیری :

تعادل در میزان خود پذیری در صورتی که سایر شرایط موجود باشد باعث می‌شود که انسان در صدد به فعل درآوردن استعدادهای بالقوه خود از جمله خلاقیت باشد. نتایج تحقیقات «گراندال» (1954) در ارتباط با میزان خود پذیری و سازگاری اجتماعی نشان میدهد که هم کسانی که خود را کمتر از آنچه هستند به حساب می‌آورند و به دیگران نشان می‌دهند و هم کسانی که خود را بیشتر از آنچه هستند به دیگران نشان می‌دهند، در زندگی اجتماعی موفق نیستند. این دو گروه در روابط انسانی دائم با مشکلاتی مواجه هستند و با هدر دادن وقت و انرژی، بازده کارهای خلاقه آنان کاهش می‌یابد .


«میچر» جهت نشان دادن رابطه خودپذیری و اضطراب نتیجه گرفت، اضطراب یکی از عوامل مهم بازدارنده جریان خلاقیت است و عواملی است که در سازش آنها و بازده تحصیلی و خلاقیت آنان اثر سوء می‌گذارد .

4- تخیل و خلاقیت :

تخیل نوعی تفکر آزاد است و با بهره گیری از آن که خمیر مایه خلاقیت است، دنیایی بزرگ پهناور در مقابل چشمان دانش‌آموزان گشوده می‌شود و قادر می‌گردد، آزادانه خیال پردازی کند.


به گفته یکی از روانشناسان معاصر (هارلوگ،1982)، خلاقیت شکلی از تخیل کنترل شده است که به نوعی ابداع و نوآوری منجر می‌شود.


به نظر «فروید»، تفکر خلاق شکل عالی تخیلات آزاد و بازیهای دوره کودکی است. به عقیده او سرچشمه خلاقیت را باید در تجربیات دوره کودکی جستجو کرد. زیرا چگونگی تجارب دوران خردسالی در ظهور اندیشه‌های نو فوق‌العاده موثر است. از طرفی تجارب خلاق و تخیلی به ما فرصت می‌دهد تا به رشد استعدادهای خود برای تفکر، عمل و تبادل نظر پرداخته و بتوانیم به گسترش مهارتهای جسمی و ذهنی خود، پرورش احساسات، حواس پنجگانه، کشف ارزشها و درک فرهنگ خود و دیگران بپردازیم. (کارلوس گالبن کین، 1982)

5- خانواده و خلاقیت :

بدون شک خانواده مهمترین نقش را در کنترل و هدایت تخیل و ظهور خلاقیت دارد . خانواده‌ها باید شرایط لازم جهت فعالیتهای متنوع برای کودکان را فراهم نموده و فرصتهای لازم را برای سوال کردن، کنجکاوی و کشف محیط به کودکان بدهند. تنیبه و تهدیدهای مکرر، آفت خلاقیتهای ذهن است. زمینه رشد خلاقیت در خانه زمانی فراهم می‌شود که به کودکانتان آزادی زیادی بدهید و به آنها احترام بگذارید. از نظر عاطفی در حد اعتدال به آنها نزدیک شوید و بر روی ارزشهای اخلاقی و نه قوانین خاص تأکید نمایید. با تشویق و تایید رفتار کودک و فراهم آوردن زمینه‌های مساعد و تدارک لوازم بازیهای دلخواه او، قدرت تخیل و خلاقیت کودکان را تقویت کنید. خیالپردازیهای کودکان را سرزنش نکنید زیرا خلاقیت او را محدود می‌سازید .


مهمترین عامل در بروز خلاقیت انگیزه است و این انطباق انگیزه و استعداد تواماً در خلاقیت کارساز است. محیط اجتماعی کودکان و تایید بر روی انگیزه خلاق بسیار مفیدتر از تاکید روی استعداد می‌باشد.خانواده خلاق به ویژگیهای درونی نظیر پای‌بندی به ارزشها، داشتن علاقه به چیزی و صراحت و رک‌گویی، بیش از ویژگیهای بیرونی نظیر خانواده خوب، حسن سلوک و کوشا بودن، اهمیت می‌دهند .از نظر «ویلیامز» تماس فعال با محیط زیست طبیعی، اجتماعی و فرهنگی می‌تواند تاثیر ثمربخشی بر بازده خلاقیت داشته باشد، به اعتقاد او هر اندازه محیط خانوادگی و تحصیلی کودک از نظر دانستنیها و اطلاعات غنی‌تر باشد به همان اندازه بازده خلاقیت کودک بیشتر است. محیطهای بیش از اندازه رسمی و بیش از اندازه آزاد برای خلاقیت نسبتاً مضرند و هرگز نخواهند توانست خلاقیت را در فرد بطور سالم بپرورانند. «پال تورنس» می‌گوید محیطی که هم آزادی بیان و هم ارتباط سالم را تبیین کند از لحاظ پرورش خلاقیت بهترین محیط محسوب می‌شود به ویژه اگر پاداشهایی نیز برای رفتارهای خلاق در نظر گرفته شود. در کنار خانواده، مدرسه نیز نقش بسیار مهمی در شکوفایی خلاقیتهای کودکان دارد .

 
سن ورود به مدرسه سنی بسیار بحرانی و حساس در ارتباط با خلاقیتهای ذهنی است . عواملی همچون تکالیف زیاد، تأکید بر محفوظات، اجرای برنامه‌های هماهنگ و انتظار رفتارهای یکسان از دانش‌آموزان، عدم توجه به تفاوتهای فردی، اعمال انضباط و مقررات شدید، تشویق به کسب نمرات بالا و ایجاد جو قوی، رقابتهای فردی برای ممتاز شدن و عدم شناخت یا بی‌توجهی به ویژگیهای کودکان خلاق سبب می‌شود که قدرت تخیل و خلاقیت آنها به تدریج کاهش یابد.

موانع خلاقیت

«گیلفورد» در این باره ویژگیهای زیر را نام برده است که عبارتند از: سلطه‌گری، منفی‌بافی، مقاومت، ترس، عیب‌جویی، انتقاد از دیگران، سازشکاری، تسلیم در برابر قدرت کمرویی. از موانع دیگر که بر سر راه خلاقیت دانش‌آموزان قرار دارند، عبارتند از:    1ـ عدم اعتماد به نفس    2ـ تمایل به همرنگی    3ـ عکس‌العمل منفی    4ـ حذف خیالبافی           5ـ پیش‌داوریها   6ـ ترس از انحراف وسعی در همنوایی با اجتماع      7ـ ارزش‌ها و هنجاری‌های فرهنگی .

ظهور خلاقيت كه موهبتى الهى و همگانى است، مستلزم ايجاد بستر مناسب براى رشد و توسعه است؛ لذا براى گسترش اين توانايى بايد موانع و عوامل آن را نيز بررسى كرد تا بتوان فرصت لازم را براى رشد اين توانمندى براى همه‌ي افراد جامعه فراهم آورد. در اين‏‌جا، سعى شده است به‏‌طور خلاصه با طبقه‌‏بندى موانع و عوامل بروز خلاقيت، به اين مقوله بپردازيم.

الف - موانع ‏شناختى‏

1. عادت: افراد در حل مسائل معمولاً روشى را به كار مي‌‏برند كه بدانند با موفقيت همراه است. اين روش در موارد مشابه تكرار مي‌‏شود و فرد كم‌‏كم به آن عادت مي‌‏كند. عادت موجب مي‌‏شود كه انسان در يك چارچوب خاصى قرار گيرد و كارهايش را طبق دستورالعمل معينى انجام دهد. ازاين‌‏رو، امكان نوآورى و يافتن راه‌‏حل‏‌ها و طرح‏‌هاى جديد كاسته مي‌‏گردد.

2. عدم انعطاف‏‌پذيرى: انسانى كه در قالب معينى فكر و عمل مي‌‏كند، انعطاف‏‌ناپذير مي‌‏گردد؛ زيرا توان انديشيدن درباره‌ی جهات مختلف مسئله را ندارد و تنها يك يا دو جهت را مي‌‏بيند.

3. رويگردانى از ابهامات: افراد اگر احساس كنند قادر به مقابله با موقعيت‌‏هاى مبهم، پيچيده و غيرمطمئن نيستند، از آن‌ها استقبال نمي‌‏كنند. به اين ترتيب، فرصتى براى رويارويى با مسائل تازه و رسيدن به افكار خلاق را از دست مي‌‏دهند. نياز شديد و افراطى به نظم و ترتيب نمونه‌‏اى از اين رفتار است و باعث مي‌‏شود كه همه چيز كاملاً مرتب باشد تا ابهام و اشكالى پيش نيايد. بدين‏‌ترتيب، امكان بروز خلاقيت از بين مي‌‏رود.

4. اتكا بر مفروضات: افراد معمولاً هنگام حل مسايل، مرزها و محدوديت‌‏هاى خاصى را قطعى فرض مي‌‏كنند و همين مانع از بروز خلاقيت در آن‌ها مي‌‏گردد.

5. تفكر منفى: اين حالت ممكن است نسبت به خود و ديگران به صورت احساس ناتوانى، كم‌‏ارزشى، بدبينى، عيب‏‌جويى و نااميدى ظهور يابد كه مانع جدى براى تفكر خلاق است. خودسانسورى و بي‌‏توجهى به ايده‌‏ها و افكارى كه مي‌‏تواند سازنده و مؤثر باشد، نمونه‌‏هايى آشكار از منفي‌‏گرايى است. در بسيارى از مواقع، ايده‏‌هاى تازه‌‏اى كه مي‌‏تواند تبديل به طرح خلاق و مفيدى شود، به سبب برخوردهاى منفى براى هميشه نابود مي‌‏گردد. در اين مواقع، فرد به خود نهيب مي‌‏زند كه اين افكار بچه‏‌گانه است، احمقانه و مسخره به نظر مي‌‏رسد، عملى نيست، اصلاً به من چه مربوط است و... همچنين اين عبارات ممكن است از طرف ديگران بيان شود كه در هر دو حالت امكان بروز هرگونه خلاقيت را از بين مي‌‏برد.

ب -  موانع عاطفى‏

1. ترس از شكست و اشتباه: ترس از شكست باعث مي‌‏شود انسان فقط به دنبال امورى برود كه احتمال موفقيت در آن‌ها زيادتر باشد، لذا از هر كارى كه مستلزم خطرپذيرى و ريسك باشد دورى مي‌‏كند، در حالى كه خلاقيت مستلزم خطرپذيرى بالاست.

اين ويژگى هرچند به عنوان يك مانع فردى و عاطفى قلمداد مي‌‏شود، اما به سبب نوع برخوردهايى كه از ابتدا با افراد شده است، به مرور شكل مي‌‏گيرد؛ زيرا معمولاً به موفقيت‌‏ها پاداش داده مي‌‏شود و شكست‏‌ها باعث سرخوردگى مي‌‏گردد. از طفوليت به كودكان آموخته مي‌‏شود كه اشتباه نكنند، در حالي‌كه شكست ضرورت دست‏‌يابى افكار و ايده‌‏هاى نو و خلاق است.

2. عدم اعتماد به نفس: بسيارى از مواقع افراد توانايي‌‏ها و استعدادهاى شگرفى دارند، اما عدم اعتماد به خود مانع بروز قواى خلاقشان مي‌‏گردد. ممكن است آن‌ها افكار و ايده‌‏هاى زيادى داشته باشند اما با ترديد به آن‌ها مي‌‏نگرند و احساس مي‌‏كنند نظريات آن‌ها ارزش زيادى ندارد؛ حتى جرأت نمي‌‏كنند كه آن‏‌ها را به زبان بياورند. باور نداشتن به خويش كم‏‌كم منجر به سركوب و زايل شدن توانايي‌‏هاى فرد مي‌‏گردد و قدرت آزادانديشى و تعمق را از او مي‌‏گيرد. بسيارى از مواقع، عدم رشد خلاقيت نتيجه‌ي موانع عاطفى مانند كمرويى، زودرنجى و اولويت قائل شدن به نظر ديگران به دليل عدم اعتماد به نفس است. (حسينى، 1381)

 

 

ج -  موانع اجتماعى‏

1. مطابقت: منظور از مطابقت، همرنگ جماعت شدن است. مطابقت به علت نگرانى از متفاوت بودن از ديگران و تنها ماندن رخ مي‌‏دهد و بدين‏‌ترتيب امكان ابتكار و ارائه روش‌‏هاى تازه محقق نمي‌‏گردد.

2. تأييدطلبى و ترس از عدم استقبال اجتماعى: افرادى كه نيازمند تأييد ديگران هستند و از نقد و عدم پذيرش اجتماعى مي‌‏ترسند، نمي‌‏توانند از خود خلاقيتى نشان دهند. افراد خلاق معمولاً به كار و ابتكار خويش بيش از استقبال ديگران بها مي‌‏دهند و آن را قربانى انتظارات ديگران نمي‌‏كنند.

3. سنت‏‌ها: هرچند نمي‌‏توان اهميت سنت‏‌ها را ناديده گرفت، اما وجود بعضى از سنت‏‌ها و روش‌‏هاى سنتى مانع بروز انديشه‌‏هاى تازه مي‌‏گردد؛ لذا تأكيد و پاي‌‏بندى بيش از حد به آن‏‌ها موجب كاهش خلاقيت‏‌ها مي‌‏گردد.

موانع خلاقيت درمحیط مدرسه‏

با توجه به آن‏‌چه تاكنون گفته شد، مي‌‏توان مهم‏ترين موانع رشد خلاقيت در مدرسه و كلاس را چنين برشمرد:  

1-   تاكيد زياد بر نمره به عنوان ملاك خوب بودن

اين مساله يكي از شايعترين موانع رشد خلاقيت به شمار مي رود . هنگامي كه دانش آموز احساس مي كند ملاك خوب بودن نمرات بالاست در نتيجه كسب نمره بالا برای وی حكم مهمترين هدف را پيدا مي كند و تنها در جهت بدست آوردن آن می كوشد و در چنين تلاش  نوآوری برای وی معنا ندارد.

 

2-    روشهای تدريس سنتی و مبتنی بر معلم محوری

در روش های تدريس سنتی كه مبتنی بر سخن رانی و معلم محوری است دانش آموز كمتر نقش فعال داشته و مجاليی برای بروز استعداد های خلاق نمی يابد و به تدريج تحرك و پويايی خود را از دست مي دهد.

3-  عدم شناخت معلم نسبت به خلاقيت

در بسياری از موارد ناآشنا بودن معلم با شيوه هاس پرورش خلاقيت ، بديهی است نه تنها معلم نمی تواند اقدامی را برای بروز استعداد های خلاق دانش آموزان خود در كلاس انجام دهد بلكه ممكن است ناآگاهانه كلاس درس خود را به محيطی تبديل كند كه در آن استعداد خلاقه‌ی آنها سركوب می شود.

4-     فقدان  حداقل  امكانات  لازم  برای  انجام   فعاليت های خلاق  دانش  آموزان

هرچندبسياری ازفعاليتهای خلاق نيازمندهزينه هاوامكانات خاصی نيست واغلب آنها با اندكی تغييردرروش های  تدريس   واستفاده بهينه امكانات و فضای آموزشی موجود در مدارس قابل اجراست،اما گاهی فقدان اين حداقل  امكانات لازم سبب  مي شود كه انجام برنامه های پرورش خلاقيت در كلاس و مدرسه با مانع يا شكست روبه رو شود .اين كمبودها در بسياری از موارد تاثيری  مخرب  برعلاقه وانگيزه ی دانش آموزان برای شركت  در اين برنامه  ها می  گذارد.

5-      اهداف و محتوای كتاب های درسی

اغلب در نظام های آموزشی كتاب درسی به عنوان مهمترين و تنها منبع تدريس و آموزش مورد استفاده قرار می گيرد و مسلماً دانش آموزان آزادی  عمل ندارد و در نتيجه او می آموزد تا صرفاً در محدوده كتاب درسی خود بينديشيد و و نه بيشتر.

6-  عدم توجه به تفاوت های فردی

درنظر گرفتن اين واقعيت كه هر دانش آموز در عين اشتراكاتی كه با ساير دانش آموزان دارد يك انسان منحصر به فرد است و دارای استعدادهای ، علايق و كشش های ويژه‌ی خود نيز مي باشد ، سبب مي شود معلم ديد يكسان به همه داشته باشد و اين نگرش در حوزۀ پرورش خلاقيت يك مانع اساسی محسوب می شود.

7-     عدم  پذيرش   ايده های  جديد

عادت به تفكرات كليشه ای،راه حل های معمولي و تجربيات تكراری می تواندسبب پديد آمدن نوعی ديد انتقادی  در معلم ودانش آموزان دركلاس های درس شود كه می توان آن را روحيه ی عدم  پذيرش ايده های جديد ناميد .

برا ی دانش آموزی كه ازتفكری خلاقی برخورداراست وميل به خلق ايده های نووغير معمول  دارد، بسيار مايوس  كننده خواهد بود كه ايده ها و افكارش  به خاطر غير معمولی  بودن مورد بی توجهی معلم يادانش  آموزان قرار گيرد.

اين دانش آموزان به تدريج تحت تاثيرنظر جمع،ممكن است نوگرايی واين نوع تفكر خود را دال بر وجود  ضعف  يا  مشكلی  درخودتلقی كند.احساس غيرعادی بودن در بسياری از دانش آموزان خلاق ناشی از وجود يك  چنين جوی در كلاس است كه درنهايت به خود سانسوری منتهی می شود.

8-    ارائه‌ی تكاليف درسی زياد

در مواردی كه به دانش آموز تكاليف زيادی داده شود او ناچار مي شود همه‌ی توان و انرژی فكری خود را برای انجام تكاليف صرف كند و ديگر فرصت و توانايی برای پرداختن به فعاليت های خلاقانه كه نيازمند آرامش فكری و روانی است، ندارد.

9-   استهزاء و تمسخر به خاطر ايده اشتباه

در كلاس های درس زياد اتفاق مي افتد كه دانش آموزی به دليل مطرح كردن ايده ای نادرست يا عجيب و غريب از طرف معلم يا دانش آموزان همكلاسی خود مورد تمسخر قرار گيرد. برای دانش آموز خلاق اين نوع برخورد حكم توبيخ و تنبيه را دارد و در نتيجه احتمال دارد اين دانش آموز به تدريج مي آموزد كه ايده های خود را از ترس اينكه ممكن است اشتباه باشد به زبان نياورد و آن را در درون خود سركوب كند.

دانش آموز خلاق :به معلم گفتم که نقاشی خواب دیشب خودم راکشیده ام. اما او هم مثل بقیه ی بچه ها مرا مسخره کرد ؛ من هم آن را پاره کردم و به جای آن یک خانه و یک درخت کشیدم

 موانع خلاقیت در محیط خانواده

1.       تأکید بیش از حد والدین بر هوش و حافظه ی کودک

2.       ایجاد رقابت میان کودکان

3.       تأکید افراطی بر جنسیت کودک

4.       قرار دادن قوانین خشک و دست وپاگیر

5.       عدم آشنایی والدین با مفهوم واقعی خلاقیت

6.       انتقاد مکرر از رفتارهای کودک

7.       بیهوده شمردن تخیلات کودک

8.       عدم شناسایی علائق درونی کودک

9.       عدم وجود حس شوخ  طبعی در محیط منزل

10.     تحمیل نقش بزرگ سال به کودک.

به تخیل کودکان خود پروبال بدهید ؛ آن وقت از پروازبلند آن ها شگفت زده خواهید شد.

 

نتیجه گیری

خلاقیت نیز مانند علوم دیگر آموختنی وکشف کردنی است .با فراهم کردن محیط سرشار از ، آسایش ورفاه نسبی آموزشی می توان انتظار ظهور افکار خلاق را داشت. معلمین عزیز نقش مهمی در ظهور بروز خلاقیت دانش آموزان دارند.ظهور خلاقیت یا یک فکر خلاق یک طرف قضیه است وپرورش این فکر ونتیجه گیری از آن سمت دیگر قضیه .

خانواده و مدرسه از مهم‏ترين عوامل اجتماعى رشد خلاقيت در افرادند. موقعيت خانوادگى از عوامل اساسى در تحقق توانايي‌‏هاى بالقوه‌ي انسان است. تحقيقات نشان مي‌‏دهد كه رفتار و نگرش والدين، كميت و كيفيت علايق آن‌ها و نحوه‌ي تعامل‌شان با فرزندان بر رشد توانايي‌‏هاى فرزندان كاملاً مؤثر است.

بسيارى از افراد سرآمد و خلاق متذكر شده‌اند كه در مرتبه‌ی نخست تلاش‌‏هاى والدين و سپس عوامل آموزشى مانند مربيان موجب پرورش استعداد آن‌ها بوده است.


مطالعه‌‏اى كه بر روى افراد موفق هنرمند انجام شده نشان مي‌‏دهد آن‌ها عوامل حمايت‌‏كننده داشته‌اند. تمام هنرمندان خلاق گزارش كرده‌اند كه دست كم يكى از والدين يا نزديكان آن‌ها به كارشان علاقه نشان مي‌‏دادند و از آن‌ها حمايت مي‌‏كردند، گرچه محيط از شرايط چندان مساعد برخوردار نبوده است.

 

 

پیشنهادات

برای اینکه دانش آموزان خلاق داشته باشیم باید:

1- به تغییر محتوای کتب درسی بپردازیم با رویکرد پرورش خلاقانه

2- به آموزش مستمر معلمان همت بنگاریم

3- به امر پژوهش دانش آموزی اهمیت دهیم

4- روش مطالعه و روش نگارش و نوشتن را به دانش آموزان بیاموزیم

5-دانش آموزان را به مطالعه کتب غیر درسی تشویق کنیم.

 

 

 

 

 

 

 

مآخذ ومنابع

1-    احمدیان.رویا، طرلانی.هادی، همایش معلم،دانایی وتوانایی، اردبیل، باغ اندیشه،1380

2-      افروز، غلامعلی. «مباحثی در روانشناسی تربیت کودکان و نوجوانان». تهران، انجمن اولیاء و مربیان 1371

3-      باباپور خیرالدین، جلیل، «توصیف، محدودیتها و روشهای ایجاد خلاقیت» ماهنامه پیوند، شماره 241، آبان 1378

4-     حق شناسی، مرجان، خلاقیت در آموزش وپرورش، فصلنامه مدیریت درآموزش وپرورش،دوره ی ششم،1378

5-      خانزادی، علی. «خلاقیت کودکان» مجله پویا، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، شماره 5، سال 1355

6-      سليماني ،افشين  « كلاس  خلاقيت » انتشارات  انجمن  اولياء و مربيان .تاريخ انتشار :1381تابستان . چاپ  اول

7-     سیف، علی اکبر، روانشناسی پرورشی(روانشناسی یادگیری وآموزش)، تهران، آگاه، 1380

8-      نریمانی، محمد. آموزش خانواده، انتشارات شیخ صفی،

9-      مایرز، چت، «آموزش تفکر انتقادی». ترجمه دکتر خدایار ابیلی، تهران: انتشارات سمت ـ چاپ اول بهار 1374

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط قادر طلیعه در جمعه 4 دی1388 و ساعت 17:59 |